شورای مرکزی دفتر تحکيم همچنين با مهندس عباس امير انتظام، با سابقه ترين زندانی سياسی پس از انقلاب، ديدار و گفت و گو کردند. اميرانتظام در ديدار با شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با اشاره به رخدادهای دوران اصلاحات و برخی موضع گيری های خاتمی گفت: «خيلی مطالب هست که اگر من زنده بمانم بايد روزی بگويم و يا بنويسم. مثلا پس از ترور اسدالله لاجوردی توسط مجاهدين خلق آقای خاتمی مصاحبه ای کرد که ايشان را سرباز وفادار اسلام و ايران ناميد. ايشان اگر نگفته بود که آقای لاجوردی سربازه ايران بوده به من ربطی پيدا نمی کرد. ولی ذکر اين جمله باعث شد تا من به عنوان يک شهروند ايرانی که چيزهای زيادی در مورد ايشان می دانم و ديده بودم، در مصاحبه ای آن ها را بازگو کنم که منجر به اين شد که بار ديگر به زندان بازگردم. در دوران اصلاحات که آقايان مدعی فضای باز سياسی بودند ما را از زندان با ماشين گوشت برای ملاقات می بردند که من مجبور شدم نامه ای بنويسم و در آن نوشتم که آقای خاتمی ما گوسفند نيستيم و انسانيم.»
در ادامه اين ديدار مهدی عربشاهی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم، گفت: «از خوش شانسی اصلاح طلبان اين است که علی رغم ضعف های مفرطی که در دوره اصلاحات داشتند بدون اين که نقد شوند بر اثر روندی که توسط دولت نهم اتخاذ شده و نگرانی ای که از بابت از بين رفتن همين اندک نهادهای مدنی باقيمانده وجود دارد روشنفکران و مردم تا حدی مجددا به آن ها روی آورده اند. ولی واقعا سوال اساسی که پيش روی ما است اين است که در مقابل اين انتخابات چه می شود کرد؟!»
به گزارش خبرنامه اميرکبير مهندس عباس امير انتظام به تحليل فضای جاری کشور پرداخت و گفت: «من معتقدم که هيچ تحولی در هيچ نقطه ای از دنيا رخ نخواهد داد مگر اين که پيش از آن دو عامل برای تغيير مهيا باشد. هم شرايط مساعد جهانی برای تغيير وجود داشته باشد و هم شرايط داخلی و مردم آماده پذيرش هزينه های تغيير باشند و پذيرای تغييرات باشند. عده ای فکر می کنند که اگر در جمع محدودی جمع شوند می توانند تغييراتی ايجاد کنند ولی به اين موضوع که ايده آن ها با شرايط داخلی و جهانی سازگار است يا نه، نمی انديشند و درباره آن فکر نمی کنند، لذا قربانی می شوند.»
وی در ادامه خاطرنشان کرد: «امروز مردم حتی از صحبت در مورد مسائل سياسی سرخورده شده اند و اين سرخوردگی ناشی از آن همه شور و شوق مصنوعی است که مردم در سال ۵۷ در مورد مسائل سياسی مملکت و شرايط جهانی داشتند، است. مردم امروز می بينند که نتيجه آن همه آرمان گرايی و شوق و ذوق سال ۵۷ اين بوده که عملا کشور تبديل به يک زندان و قبرستان بزرگ شده است. به نظر من در حال حاضر شرايط جهانی نيز برای تغيير در ايران مساعد نيست. من در نامه ام به دبير کل سازمان ملل به دنبال نتايج اين نامه بودم. اصولا من مخالف هر گونه خشونت هستم. ولی اين به معنای آن نيست که مثل بره ای بنشينيم تا سرمان را ببرند. من از بازخوردی که از نامه ام گرفتم مطمئن شدم که امروز شرايط جهانی برای تغيير در ايران مساعد نيست مگر اين که اين تغييرات خيلی سطحی باشد.»
عضو جبهه ملی ايران در ادامه افزود: «نلسون ماندلا ۲۷ سال در زندان بود و به نظر من وی شرايط را خوب شناخته بود. چرا که برای تغيير دست به خشونت نزد، بلکه منتظر ماند تا شرايط برای تغيير آماده شود. او در کتاب راه دشوار آزادی می نويسد در سال هايی که در زندان بوده ۲۲ مليون سياه کشته شدند. ولی با اين همه او اعلام انقلاب نمی کند بلکه ۳ سال آخر زندان به مذاکره می نشيند و بالاخره پس از ۳ سال مذاکره موفق می شود تا مسائل را با گفت و گو حل کند. چرا که شرايط داخلی و بين المللی آماده برای تغيير بود. ماندلا پس از ۳ سال مذاکره در داخل، در نهايت برای مذاکره به خارج از کشور می رود و شرايط را مهيا می کند و وقتی بر می گردد بدون خونريزی در انتخابات پيروز می شود و نظام آپارتايد به پايان می رسد.»
اميرانتظام در ادامه افزود: «برخورد احساسی با برخورد عقلانی با مسائل خيلی متفاوت است. ما يک وطن داريم و همه هم مدعی هستيم که برای آن است که تلاش می کنيم و همه تظاهر می کنيم که برای آزادی ايران است که هزينه می دهيم. ولی برخورد ما با مسائل خيلی شخصی است. ما سازمان و تشکيلات نداريم، نمی توانيم هم داشته باشيم چرا که نمی گذارند داشته باشيم. ما نمی توانيم تشکيلاتی با بيش از ۵۰ نفر نيرو داشته باشيم و اين مسئله بيش از اين که گناه ما باشد ناشی از شرايطی است که به ما تحميل شده است. ما نمی توانيم راهکار نظامی يا انقلابی داشته باشيم. راهکار ما بايد راهکاری مسالمت آميز باشد.»
اين فعال سياسی به بازداشت طولانی مدت خود اشاره کرد و گفت: «روزی که دستگير شدم به آقای گيلانی گفتم که بازداشت شدن برای من بسيار مفيد است. من با اين بازداشت مذهب و دينم را شناختم، هموطنانم را شناختم، کشور را شناختم، فرصتی برای مطالعه پيدا کردم که شرايط حاکم بر ايران و جهان را شناختم. اولين کار من مطالعه و کسب اطلاعات نسبت به اتفاقات گذشته بود. نسبت به شرايط جهانی مطالعه کردم و به اين نتيجه رسيدم که شرايط خيلی تعيين کننده است و انسان ها تاثيرگذار هستند و می توانند شرايط را آماده کنند. ولی انسان ها تاثيرگذار نهايی نيستند. ما بايد اهل دوستی، آشتی و فکر کردن باشيم. من با اين همه خودم نااميد نيستم و معتقدم که شرايط هنوز آماده نيست. ولی غير قابل حل هم نيست. مسير طولانی است و هر چقدر تعداد کسانی که ما را باور می کنند بيشتر باشد، شرايط مهياتر می شود. راه حل ما مطالعه بيشتر، شناخت ملت ايران و شناخت جهان، مهيا کردن شرايط و مذاکره است.»
وی در ارتباط با وضعيت داخل کشور نيز گفت: «شرايط داخلی هم هنوز آماده نيست. کسانی که مدعی هستند برای نجات ايران تلاش می کنند در حقيقت به دنبال ايجاد مغازه ای با ويترين شيک تر و با نور بيشتر برای خود هستند تا تعدادی مشتری جذب کنند و دل خود را به همين خوش کرده اند. يکی از چيزهايی که برای آماده شدن شرايط لازم است اين است که خودخواهی های خودمان را فراموش کنيم، ويترين های شيک خود را فراموش کنيم و به راه حل هايی مشترک بينديشيم و با هم بر سر آن ها تفاهم کنيم. وقتی با عقل پيش برويم احتمال موفقيت بيشتر می شود. در مورد انتخابات آينده هم نمی توان از الان در مورد آن تصميم گيری کرد. بلکه بايد به شرايط همان زمان نگريست و برای آن تصميم گيری کرد.»