تبليغاتX
مهندس عباس اميرانتظام

مهندس عباس اميرانتظام

اين وبلاگ به دست تعدادي از جوانان پيرو انديشه هاي آقاي اميرانتظام اداره مي شود

مصاحبه خانم هوفمن از مجله فوكوس آلمان با مهندس عباس اميرانتظام
منتشر شده در هفته پنجاه و دوم (نيمه دوم دسامبر) سال ۲۰۰۶

عباس اميرانتظام ۲۷سال است كه به عنوان زنداني سياسي در زندان به سر ميبرد. وي پس از انقلاب معاون نخست وزير و سخنگوي دولت موقت بوده است و از سال ۱۹۷۹ تحت عنوان به اصطلاح جاسوس خارجي در زندان بسر مي‌برد. عباس اميرانتظام طولاني ترين زنداني سياسي در ايران درباره شكنجه هايي كه بعد از انقلاب در زندان اوين تحمل نموده صحبت مي كند.

 

خبرنگار فوكوس: شما ۲۷ سال قبل به حبس ابد محكوم شديد. چرا؟
اميرانتظام: بيست اتهام عليه من مطرح شد كه در بين آنها فقط يك اتهام درست بود و آن اعلام نظرم در مورد جدايي دين از سياست بود. من پس از انقلاب در مورد مجلس خبرگان به عنوان يك ارگان رسمي نيز اعلام نظر كردم.

خبرنگار فوكوس: چه تجربيات تلخي از زندان اوين داريد؟
اميرانتظام: خاطرات من خيلي خوفناك هستند. من به اتفاق ۲۶ نفر زنداني در سلولي با ابعاد ۱.۵۰ متر در ۲.۶۵ متر در شرايط دشواري زندگي مي كردم. نيمي از ما ميبايست پشت به پشت در روي زمين مي نشستيم و نيمي ديگر يا به صورت نشسته يا درازكشيده در روي تخت. هر يكساعت و نيم، ما و گروه قبلي جابجا مي شديم.

خبرنگار فوكوس: چه مدت در اين شرايط نابهنجار بسر برديد؟
اميرانتظام: ما اين شرايط هولناك را دو سال و نيم تحمل كرديم. از آن زمان زانوهاي من صدمه ديد و از آن زمان شرايط تحرك من بسيار مشكل شد.

خبرنگار فوكوس: چه نوع شكنجه هاي ديگري به شما وارد آمد؟
اميرانتظام: انواع شكنجه هاي ديگر با ما انجام گرفت و در دفعات مورد اصابت ضربات شلاق قرار گرفتيم. در بسياري از موارد ما از داشتن هواخوري در هواي آزاد منع شديم كه در اثر آن بسياري بيهوش مي شدند. اين روشها بخصوص در سالهاي اول انقلاب متداول بود.

خبرنگار فوكوس: شما از يك سال و نيم پيش از زندان بيرون آمده ايد.
اميرانتظام: در حال حاضر من به خاطر معالجات پزشكي  به مرخصي استعلاجي آمده ام. در ابتدا براي سه ماه و پس از آن اين مرخصي تاكنون چندين بار تمديد شده است.

خبرنگار فوكوس: شما را مي خواستند مورد عفو قرار دهند.
اميرانتظام: من هيچگونه عفوي را نمي پذيريم و اصولا براي چه جرمي مي خواهند به من عفو دهند؟ من مايلم بدانم اصولاً اين سالهاي زندگي مرا به چه دليلي از من گرفتند و به يغما برده و مرا از ابتدايي ترين حقوق خود محروم نمودند. به اين دلايل در برابر اين رژيم مدعي هستم.

خبرنگار فوكوس: چه بينشي يا چشم اندازي را امروز براي آينده ايران مي بينيد؟
اميرانتظام: تنها راه حلي كه به نظر من مي رسد جدايي دين از سياست (حكومت) است. اين چشم انداز من براي آينده است.

خبرنگار فوكوس: چطور مي توانيد اين خواست را تامين كنيد؟
اميرانتظام: من از كشورهاي آزاد دنيا ميخواهم كه به جاي اينكه به فكر منافع اقتصادي خود باشند حكومت ايران را از طريق سازمان ملل جهت انجام رفراندوم ترغيب نمايند. چنانچه جهان بخواهد ميتواند دموكراتيزه كردن را با فشار و تعمق بيشتري امكانپذيرنمايد و اثرات بيشتري را بجاي گذارد.

خبرنگار فوكوس: غرب دقيقاً و بطور مشخص و عيني چه بايد بكند؟
اميرانتظام: ترغيب ايران به انجام يك رفراندوم ملي با نظارت سازمان ملل متحد بخاطر اينكه ايرانيان بتوانند آزادانه نظريات خود را بيان دارند: كه آيا به جمهوري اسلامي جواب آري مي دهند يا نه. اين درخواست به مراتب بشردوستانه تر از تحريم مي باشد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 19:48  توسط دوست داران اميرانتظام 

همواره به بيست و هشت آذر ماه به عنوان روز تولد دوباره خود مي نگرم ، در ۲۷ سال قبل و در چنين روزي به اتهام تهيه طرح انحلال مجلس خبرگان كه با اكثريت مطلق آراء در دولت موقت تصويب گرديد ، دستگير و روانه زندان شدم . و اكنون پس از گذشت ساليان متمادي صحت پيشبيني اينجانب مورد تأييد همگان است. در حالي كه در اين دوران من در كمال بي گناهي، مورد اتهامات غلط و زجر و شكنجه قرار گرفته و از حداقل حقوق ابتدايي و اجتماعي و ديدار فرزندانم محروم بوده ام ولي در پيشگاه ملت بزرگ ايران و تاريخ مبارزات حق طلبانه آن سرافرازم كه تحليل سياسي ام در بيست و هفت سال قبل مبني بر ناكارآمدي، و تأثير مستقيم موجوديت مجلس خبرگان در نقض حقوق بشر، حاكميت ملي و پايمال نمودن حق تعيين سرنوشت ملت به دست خود صحيح بوده و من عواقب تشكيل اين مجلس را اين چنين پيش بيني نموده بودم.

در ۲۸ آذر ۱۳۵۸ من در تولد دوباره خود بزرگترين آرمان زندگي ام را نيز تجربه كردم:

عشق به سرزمين نياكانم، عشق به خانواده بزرگ ملت ايران، عشق به شرف انساني و عشق به سربلندي ايران و ايراني. عشقي كه به من عمري دوباره بخشيد . پايداري و مبارزه در مقابل استبداد و استبداد زدگي به بالاترين ارزش زندگيم تبديل گرديد . عشقي كه به من توان و قدرت بي كران در عبور سرفرازانه از تونل سر كوب و خفقان حاكمان را بخشيد.
من در بلنداي عشق بزرگ خود به وطنم ايستاده و با سربلندي به گذشته و حال سرنوشت سياسي ام مي نگرم .

من در تولد دوباره خويش اين فرصت را يافتم كه به تاريخ مبارزات پر افتخارملت ايران و دليران وطنم پيوند بخورم . من دركنار زنان و مردان رشيد ايراني كه در مبارزات خود سرفرازانه جان باختند، آموختم كه آزادي و شرف انساني ، گوهر گرانبهايي است كه براي حراست از آن هميشه بايد خطر كرد و خطر كردن يعني عشق ورزيدن به آزادي.

چه مثالي بارزتر از ۱۵ آذر ۱۳۸۵ كه به هنگام آن دانشجويان مبارز و دلاوران خطر كردند چه آسان درهاي دانشگاه تهران گشوده شد و دانشجويان فرياد آزادي سردادند؟

من از دانشجويان آموختم كه هيچ دري نيست كه با خطر كردن و به همت اراده مردم گشوده نگردد . همه درهاي استبداد را مي توان و بايد با خطر كردن گشود . وقتي مي بينيم كه كارگران و زحمت كشان مبارز ، اين پاسداران واقعي شرف انساني با خطر كردن افتخارات بزرگي براي جنبش مدني ايران كسب مي كنند ، غرق در غرور مي شوم . من با نام اسالوها، زندگي را پر از معنا مي يابم.

وقتي كه شير زنان ايران به رغم همه تهديد ها و دشواري ها براي رفع تبعيض و الغاي قوانين زن ستيز خطر مي كنند ، من به وجد مي آيم و دوباره متولد مي شوم.
وقتي مقاومت دليرانه هموطنان آذري ، كرد ، بلوچ ، لر ، تركمن و عرب را كه براي احياي حقوق تاريخي ، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي را مشاهده مي كنم از اينكه يك عضو كوچكي از خانواده بزرگ ايراني هستم بر خود مي بالم.

وقتي شجاعت و پايداري روزنامه نگاران و معلمان و پرستاران و ديگر اقشار زحمتكش و پر تلاش جامعه را مي بينم به آينده كشورم اميدوار مي شوم .
من از شعر و تلاش و مبارزه سيمين بهبهاني ها روحيه مي گيرم و سرشار از عشق و اميد مي‌شوم.

من از خطر كردن گنجي و گنجي ها درس ها مي آموزم . ملتي كه خطر كند افتخار مي آفريند و آزادي را در آغوش مي كشد. به بركت اين خطر كردن است كه امروز مبارزات كارگران ، زحمتكشان ، زنان ، دانشجويان ، روزنامه نگاران ، معلمام ، پرستاران و دانشگاهيان به بار نشسته و جنبش مدني ايران پر توان شده است. جنبش مدني ايران بدون توسل به كوچكترين خشونت و صرفاً با پرداخت هزينه خطر كردن آن چنان توانمند و پر صلابت شده كه خواب آشفته دشمنان را به كابوس مبدل كرده است.

مـن وقتي به دسـتاورد هاي بزرگ جـنـبش مدني ايران مي نگرم ، بــا غــرور و افـتـخار مي گويم كه كنگره ملي ايران بي آن كه به سبك سنتي رهبر و طراح مشخصي داشته باشد در دامان مبارزات تاريخي ملت ايران متولد شده و در مسير رشد گام به گام خود به بلوغ مي رسد . اينگونه است كه من به تولد دوباره و چند باره خود شادمانم و در عشق ورزيدن به ملت بزرگ ايران سر از پا نمي شناسم.

من هم صدا با دانشجويان مي گويم  كه دانشگاه زنده است چون دانشجو زنده است و خطر مي كند. همراه با زنان ايران فرياد مي زنم، زنان ايران زنده اند و سرفراز چون خطر مي كنند. كارگران ايران زنده اند چون خطر مي كنند و در سنگر مبارزه هستند. معلمان و پرستاران و روزنامه نگاران ايران زنده اند و در يك كلام تا ايراني خطر مي كند ايران سربلند و زنده است و در مقابل ظلم و ظالم سر فرود نمي آورد.


با آرزو براي آزادي ايران و ايران
عباس امير انتظام
۲۳ آذر ۱۳۸۵
تهران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 18:2  توسط دوست داران اميرانتظام