تبليغاتX
مهندس عباس اميرانتظام

مهندس عباس اميرانتظام

اين وبلاگ به دست تعدادي از جوانان پيرو انديشه هاي آقاي اميرانتظام اداره مي شود

در سال 1379 در شرایطی که اینجانب در زندان اوین دوران محکومیت غیرقانونی خود را سپری میکردم جبهه ملی ایران در یک اقدام نمادین مرا به عضویت در شورای اجرائی و شورای رهبری خود برگزید. احترام و دلباختگی من به دکتر مصدق از یکطرف و اعتقاد به ضرورت و اهمیت کار دسته جمعی از طرف دیگر مرا بر آن داشت تا در کنار جبهه ملی به تجربه اندوزی کار گروهی بپردازم. با گذشت زمان و شتاب تحولات و دگرگونی آرایش نیروهای سیاسی در کشور و بخصوص تحرک امیدوار کننده نسل جدید، بتدریج این تفکر در من ریشه گرفت که عشق وافر من به خانواده بزرگ آزادیخواهان ایران با حضور و عضویتم در یک گروه خاص سازگاری نداشته و محدودیتهای زیادی برای همکاری من با گروههای وفادار به استقلال، سربلندی، حاکمیت ملی و دمکراسی ایران ایجاد میکند.حساسیت شرایط کشور به برطرف کردن تردیدهایم  شتاب بخشید و مرا نهایتاٌ به این تصمیم رهنمون نمود که عشق من به شکل گیری کنگره فراگیر حاکمیت ملی و دمکراسی بزرگتر از آن است که در حصارهای تشکیلاتی فقط یک جریان یا تفکر سیاسی از جمله جبهه ملی بگنجد. از اینرو و در تداوم راه نهضت ملی ایران، آمادگی خود را به عنوان یک ایرانی جهت همکاری با همه گروهها و جریانهای فکری علاقمند به حاکمیت ملی و دمکراسی اعلام نموده و گذار به حاکمیت ملی و دمکراسی را فقط در گرو همکاری و همدلی همه فعالین سیاسی برای برپایی کنگره فراگیر حاکمیت ملی و دمکراسی خواهی میدانم و از همه آزادیخواهان، که ساختار حقیقی و حقوقی نظام موجود را مانعی برای استقرار دمکراسی و حاکمیت ملی میدانند و چاره کار را در تشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی متکی به اراده ملت ایران از طریق مبارزات مدنی و مسالمت آمیز میجویند، دعوت میکنم که بخاطر نجات کشور هر چه سریعتر خود را از حصارها و زنجیرهای خودخواهی سنتی و تنگ نظریهای سیاسی رها کرده و به برپایی این کنگره فراگیر همت گمارند، در غیر اینصورت تاریخ در مقابل هرگونه تأخیر و درنگی بیرحمانه داوری نموده و نسل های آتی از ما بعنوان انسانهای غیرمسئول یاد خواهد کرد.

عباس امیر انتظام
تهران -  24 مرداد 1385

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 18:57  توسط دوست داران اميرانتظام 

بیست و هفت سال و بازهم خون
اوین، این هیولای خون آشام، بار دیگر پنجه در جان مبارزی رنجور افکند. خاطرات تلخ سالهای زندان در مقابل دیدگانم ورق می خورد.

پاییز58، سال اعدام های کور. من از پشت میله های زندان، نظاره گر خشم انقلاب بودم. نه محاکمه ای، نه دفاعی، نه عدالتی. انقلاب منطق خودرا دنبال می کند. سال 59، سال رگبار و تک تیرها، خواب را از چشمانم می رباید.  سال60، سال سیاه غلتیدن جوانان در خون سرخ خویش. سال رگبار ها، سال توفان، سال دفن بی کفن ها. من می مانم و از تیرباران ها می گذرم تا با دلی پر از اندوه به سوگ یاران بنشینم. سال 67، سال جنون هیولای چند سر، سال اعدام های انفجاری، سال گودال های اوین، سال تولد خاوران در کابوس زمان.

سال های زیادی سپری می گردد و تیرباران هم بندانم در سکوت  سنگین زمان از دید هموطنانم می گریزد.  ناگهان در قتل بانوی دلاور زهرا کاظمی، بغض ایران می ترکد. نوری بر تاریک خانه اوین می تابد. ناباورانه امید بستم که این آخرین قربانی اوین باشد. صد افسوس که چنین نشد و اینک در تابستان 85در سوگ اکبرمحمدی، هم بند دیگری باید نشست.

چرا دماوند چنین خاموش ایستاده است.

به یاد همه یاران به خون غلتیده و هم بند از دست رفته ام، جمعه سیزدهم مرداد، ساعت هشت شب، شمعی روشن نموده و دست های خود را به نشانه خشم و بیزاری از هیولای مرگ، مشت خواهم نمود.

تهران، دهم مرداد ۱۳۸٥ 
عباس امیر انتظام  

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 10:18  توسط دوست داران اميرانتظام 

هموطنان عزيز

جنبش مدني ملت ايران براي تعيين سر نوشت خويش و استقرار حاكميت ملي و گذار به دموكراسي وارد مرحله حساسي مي شود. تلاش كوشندگان راه آزادي و عدالت با تكيه بر تجارب و اندوخته هاي مبارزاتي خود گام هاي اميدوار كننده اي در جهت همبستگي و اتحاد عمل بر مي دارند.ابتكار قابل توجه مبارزان ايران در همبستگي با زندانيان سياسي و جلب توجه افكار عمومي جامعه مدني جهاني و وضعيت حقوق بشر در ايران باعث دلگرمي اينجانب و مدافعان حقوق بشر و دمكراسي در ايران است. اينجانب در گذشته نيز در فرصت هاي مختلف مبارزان راه آزادي و عدالت را به اتحاد و همبستگي دعوت نموده ام.هم اكنون نيز از فرصت بدست آمده استفاده كرده و از كليه فعالين سياسي و اجتماعي وفادار به فرهنگ، ارزشها و استقلال ملي درخواست ميكنم كه دست در دست هم صف هاي خود را فشرده كرده و جنبش دموكراسي و آزادي ايران را با حركت هاي مسالمت آميز خويش تقويت كنند. بعنوان شاگرد كوچك مصدق بزرگ هشدار مي دهم كه مراقب مداخله بيگانگان و نفوذ آنان در صفوف ملي باشند و با تمام وجود تلاش نمايند كه جنبش مدني ايران از هرگونه آلودگي به مداخله خارجي به صورت مستقيم و يا غير مستقيم   آشكار يا پنهان در امان بماند.

 عباس امير انتظام
21 تير 1385

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:42  توسط دوست داران اميرانتظام