تبليغاتX
مهندس عباس اميرانتظام

مهندس عباس اميرانتظام

اين وبلاگ به دست تعدادي از جوانان پيرو انديشه هاي آقاي اميرانتظام اداره مي شود

بحران ناشی از بی‌تدبیری، بی‌مسئولیتی، فریبکاری، ماجراجوئی، تنش‌آفرینی سران نظام، کشور ایران را بسوی آینده‌ای نامعلوم پیش می‌برد... بیم آن دارم که انفجارهای اجتماعی کنترل امور را از دست همه خارج کرده و تب انتفام‌گیری جامعه را در شعله‌های خشم گرفتار نماید... بایستی برپایه‌ی ترویج فرهنگ صلح پایدار و همزیستی مسالمت آمیز و گسترش فضای تفاهم و همدلی نیروهای اجتماعی، را به حرکت در آورده و کنگره‌ی ملی را براساس اتحاد عمل نیروهای سیاسی بر محور اصول میثاق تشکیل داد.

 

هموطنان عزیزم ، بیست و شش سال از بیست و هشت آذر ماه ١٣٥٨ می‌گذرد. تاریخ با دو چهره متفاوت برای من و جنایتکاران حکومت اسلامی ایران رقم می‌خورد. برای نظام اسلامی این تاریخ آغازی برای نادیده گرفتن منافع ملی و حقوق ملت ایران، اما من در این روز تولد دیگری یافتم تولدی در خود و تولدی از خود، تولدی برای مبارزه در راه آزادی و استقلال کشورم. در ٢٨ آذر ماه در پیوندی مبارک با تاریخ مبارزات ملت ایران در نقطه تلاقی مرگ و زندگی، من از گذشته خویش نو شدم و در نو زایشی از درون من به دنیای جدیدی راه یافتم که در آن هر روز می‌بایست می‌آموختم، و آموختم. در شرایطی که تمام وجود مادی و فیزیکی من در تنهایی سلول و در تاریکی بند، در چنگال هیولای خشم و کین نامردمان گرفتار آمده بود جان و روانم هر لحظه در دامن نیروی لایزال شرف انسانی پرتوان و تسلیم ناپذیر می‌شد. علاوه بر تحمل رفتارهای غیرانسانی معمول در شکنجه‌گاه‌های رژیم، بارها تا یکقدمی میدان تیرباران کشانده شده و شب‌های تیرباران را تجربه کردم. از تیرباران و اعدام هم‌بندان و یاران خود و شکنجه‌ی مبارزان در بند، خون دل خوردم و از اندوه خشم و نفرت به خود پیچیدم، حاصل تحمل شرایط غیر انسانی سیاهچال‌های مخوف، ابتلاء به انواع بیماریها و تن دادن به چندین و چند عمل جراحی است. تصور حکومت براین بوده که من در مقابل این بیماریها از پای در خواهم آمد، غافل از اینکه عشق به آزادی ایران، اطمینان به بی‌گناهیم و دفاع از شرف انسانی مرا تسلیم‌ناپذیر نموده است. تقدیر بر این بود که من زنده بمانم تا شاهدی بر تمام رفتارهای غیرانسانی این بی‌خبران از خدا در پیشگاه تاریخ باشم. اقامت طولانی در زندانهای مختلف رژیم فرصت مناسبی برای تأمل و تفکر در خصوص ریشه‌ها و علل رواج خشونت در جامعه فراهم نمود. من به این نتیجه رسیدم که متأسفانه جامعه استبداد زده‌ی ما از یک بیماری مزمن که اعمال خشونت به صورت پنهان و آشکار می‌باشد در سطوح مختلف رنج می‌برد. گسترش پدیده‌ی اعتیاد، فحشا،، کودکان خیابانی، جرایم سازمان یافته، اعدام در ملاءعام و تماشای آن ، کودک آزاری، ضرب و شتم زنان توسط همسران خود جملگی عوارض این بیماری تاریخی است. نشانه‌های این بیماری متأسفانه در میان فعالان و گروههای سیاسی نیز مشاهده می‌گردد. بدگویی‌ها، افترا، تهمت زدنها و نشرآکاذیب، پرونده سازی، جلوه‌هایی از تمایل پنهان و آشکار به اعمال خشونت می‌باشد. بر پایه تجارب فردی بر این باورم که امروز بیش از هر زمان دیگری به ترویج فرهنگ عاری از خشونت و همزیستی مسالمت آمیز نیازمندیم. ناتوانی مسئولان حکومت در تأمین رفاه، عدالت، امنیت، اشتغال، بهداشت و آموزش و شرایط سالم زندگی برای مردم و بخصوص جوانان از یکطرف و جاه‌طلبی خیال‌پردازان و ماجراجوئی در صحنه بین‌المللی و عدم درک شرایط حاکم بر مناسبات بین‌المللی از سوی دیگر حکومت اسلامی را در شرایط بسیار بحرانی قرارداده است. نظامی که از حل کوچکترین مشکلات داخلی عاجز بوده و هر لحظه در آن بر تعداد معتادان، بیکاران، بیماران، قربانیان حوادث رانندگی و هوایی، زندانیان، مرگمان ناشی از آلودگی هوا و ناامنی افزوده می‌شود و برای سرپوش گذاشتن به ناکامی‌های خود به ماجراجوئی هسته‌ای روی آورده و بدون ارائه گزارشی دقیق و میزان هزینه‌ها به ملت ایران، با نادیده گرفتن حقوق مردم بخصوص اقشار آسیب پذیر جامعه، هیاهوی تبلیغاتی راه انداخته است. پاسخ نظام اسلامی به لشگر بیکاران، معتادان، کودکان خیابانی، کارتون خوابها، افسردگیها، معلمان و اقشار کم درآمد، کارگران اخراجی، زنان بی‌سرپرست، زحمتکشان، اجاره نشینهای حاشیه شهرها، کشاورزان و باغداران اسیر در چنگال سوداگران، این است که "لب به اعتراض نگشایید! و با گرفتاریهای خود کنار بیایید! که ما سرگرم فتح جهان از طریق فعالیت هسته‌ای هستیم، ما برای شما عزیزان! غرور ملی تولید می‌کنیم. سفره‌های خالی خود را با غذای غرور پرکنید و سفره‌های رنگین را به ما واگذار کنید". این خلاصه‌ی پیام رژیم است.
صد البته که ملت ایران حق دارد و سزاوار آن است که از تکنولوژی هسته‌ای در راستای منافع ملی خود بهره‌مند شود ولی این امر باید با محاسبه سود و زیان این کار و با نظارت دقیق نمایندگان مردم ایران و در فضای بدون التهاب و تنش داخلی و خارجی صورت گیرد. حکومتگران حق ندارند احساسات ملی و استقلال‌طلبانه‌ی ملت ایران را وسیله‌ای برای چپاول ثروت ملی قرار داده و با منحرف کردن افکار عمومی از زندگی مصیبت‌بار اقشار آسیب پذیر و زحمتکشان و نقض گسترده حقوق بشر ماجراجوئی هسته‌ای را به یک مسأله‌ی ملی تبدیل کرده و هزینه‌ی ماجراجوئی خود را به ملت ایران تحمیل کنند. بحران ناشی از بی‌تدبیری، بی‌مسئولیتی، فریبکاری، ماجراجوئی، تنش‌آفرینی سران نظام، کشور ایران را بسوی آینده‌ای نامعلوم پیش می‌برد. از سوی دیگر مردم خشمگین و مستأصل، مترصد فرصتی برای انتقام‌گیری هستند و این مسأله مرا بیش از هر زمان دیگر نسبت به آینده‌ی کشورم نگران می‌کند و بیم آن دارم که انفجارهای اجتماعی کنترل امور را از دست همه خارج کرده و تب انتفام‌گیری جامعه را در شعله‌های خشم گرفتار نماید. من برای اجرای عدالت تا پای جان ایستاده‌ام. اما من براین باورم که اجرای عدالت به صورت قانونی و با رعایت موازین حقوق بشر و استانداردهای بین المللی، با اعمال عدالت خصوصی به صورت کور و انتقام گیری متقاوت می‌باشد. برای ایجاد صلح پایدار و آینده‌ای مطمئن و زندگی شاداب می‌بایستی یک بار برای همیشه به چرخه‌ی خشونت، انتظار انتقام پایان داد وگرنه تا پایان تاریخ فرزندان کشته شدگان باید به دنبال فرزندان قاتلان، زندگی خود را تباه کنند و فرزندان آنان نیز در انتظار انتقام، از نعمت امنیت پایدار محروم باشند. تصور من بر این است که اینک بیش از هر زمان دیگر ضرورت برقراری گفت و شنود منطقی و سازنده بین اقشار احساس می‌شود. همه‌ی ما وظیفه داریم که از فرصت‌ها و پتانسیل‌های موجود در جامعه استفاده کرده و جنبش ملی آماده‌سازی ایران برای همزیستی مسالمت‌آمیز و آینده‌ای عاری از خشونت آماده سازیم. همچنین بایستی برپایه‌ی ترویج فرهنگ صلح پایدار و همزیستی مسالمت آمیز و گسترش فضای تفاهم و همدلی نیروهای اجتماعی، را به حرکت در آورده و کنگره‌ی ملی را براساس اتحاد عمل نیروهای سیاسی بر محور اصول میثاق تشکیل داد. آغاز گفت و گوی سازنده بین نهادهای اجتماعی از خانواده گرفته تا احزاب و گروههای سیاسی و مدافعان حقوق بشر، زمینه را برای برون رفت از بحران هموار کرده و نیروهای بیشتری را با مبارزات مردم همراه خواهد نمود.
دست همه‌ی کوشندگان و تلاشگران راه آزادی و توسعه‌ی پایدار ایران را برای پیدا کردن راه کارهای برای تشکیل کنگره‌ی ملی ایران می‌فشارم و در انتظار دریافت اخبار کامیابی‌های نیروهای سیاسی و مدافعان حقوق بشر می‌مانم.
در اینجا از فرصت استفاده کرده و به روح پاک تمامی مبارزان راه آزادی و بویژه هم بندان قهرمانم که در شب‌های تاریک دهه شصت فریاد بلند آنان علیه ظلم و برای آزادی، پشت دیوارهای بلند سکوت زندان خاموش شده، درود می‌فرستم و در مقابل شکیبایی و بردباری بازماندگان این عزیزان سرتعظیم فرود می‌آورم و آزادی همه‌ی دلیران دربند و از جمله یاران مبارز خود را آرزومندم و بشارت میدهم که بزودی با همت و حمایت شیرزنان و دلاورمردان ایران زمین و به دور از هرگونه خشونت و انتقام جوئی، شاهد آزادی فرزندان سرفراز و برقراری دموکراسی در دیار کهن خود خواهیم بود.

عباس امیر انتظام
تهران – حبس خانگی
٢٨ آذر سال ١٣٨٤
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:20  توسط دوست داران اميرانتظام 

عباس امير انتظام از معدود بازماندگان مبارز ملى به رهبرى دكتر مصدق است كه هم عضو شوراى مركزى و هم عضو هيئت اجرايى نهضت مقاومت ملى بوده است و در آن دوران كه روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ يكى برجسته ترين ايام آن است، سرپرستى كميته دانشگاه و امور مربوط به آن را در نهضت مقاومت ملى به عهده داشته است.
وى به سبب باورى كه به راه و شخصيت مرحوم مهندس بازرگان داشت، هم زمان با تاسيس نهضت آزادى به عضويت آن در آمد.ليكن پس از مدت كوتاهى براى تكميل تحصيلات خود رهسپار فرانسه و آمريكا شد و پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه بركلى، در سال ۱۳۴۹ به ايران مراجعت كرد و در سال ۱۳۵۷ در جريان انقلاب مجدداً در كنار مهندس بازرگان قرار گرفت.
پس از پيروزى انقلاب از سوى مهندس بازرگان معاونت نخست وزير و سخنگوى دولت موقت برگزيده شد و اوايل تابستان ۱۳۵۸ به عنوان سفير در پنج كشور اسكانديناوى به سوئد رفت.
پس از اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام متهم به جاسوسى به نفع آمريكا شد و در دادگاه انقلاب محكوم به حبس ابد گرديد. وي كه اكنون پس از بيست و يك سال قديمى ترين زندانى سياسى در ايران است، در سال ۱۹۹۷ موفق به دريافت جايزه جهانى حقوق بشر شد.

 

گزارش استمپل به وزارت امور خارجه امريكا، (( انتظام اشاره كرد كه شوراي انقلاب تصميمات سياسى كلى را مى گيرد ولي به تلاش هاي مسئولين سفارت تسليم نشد و اسامى اعضا را نگفت و گفت كه اين اطلاعات هنوز محرمانه هستند. وقتي كاردار از او در مورد وضع انقلاب جويا شد، انتظام بحث را به قرار دادهاى آمريكا منحرف كرد ...
در ضمن دولت ايران يك مشكل داخلي دارد و انتظام گفته اميدوار است آمريكا دخالتي نداشته باشد. دولت ايران دخالت قدرت هاى خارجى را نمى خواهد.)) (صفحات ۶۰ و ۶۱)
گزارش سفارت آمريكا در استكهلم به وزير خارجه واشنگتن: (( انتظام از روزهاىدانشجويىخود در بركلى، تحسين او از موفقيت هاى آمريكا- تأسف او از فساد سياست ۲۵ ساله آمريكا در ايران و تصميم او به بهبود روابط دو جانبه صحبت كرد. او بارها تكرار كرد كه روابط حسنه دوجانبه تنها در شرايط احترام متقابل، عدم دخالت در مسائل داخلى ايران و عدم تعرض به استقلال ايران ميسر است.)) (صفحه ۸۸ )
گزارش سفارت آمريكا در تهران به واشنگتن: (( كاردار در تاريخ ۱۳ اكتبر ملاقاتى با امير انتظام سفير ايران در سوئد كرد ...
قضاى مذاكره در ابتدا سرد بود ... انتظام در بيان نقطه نظر دولت فعلى ايران انعطاف پديرى از خود نشان نداد و نمى توانست با ديده اغماض از اين جرم آمريكا بگذرد كه اگر آمريكا مىخواهد روابطش را با ايران بهبود بخشد بايد يك روش اصلاحى در پيش گيرد.)) (صفحه ۱۱۷ )

كتاب اسناد لانه جاسوسى، شماره (۱۰ )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:8  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

انسان آزاد به دنیا آمده و همه جا در زنجیر است (ژان ژاک روسو) رنجهای اسارت و بی اعدالتی در طول تاریخ جسم جان انسان را چه بسیار آزرده و می آزارد و زندان این هیولای دست پرورده انسان اشتهای سیری ناپذیر خود را برای بلعیدن آزادی انسان به هر سو میکشاند اما بزرگترین زندان و زنجیر انسان، اسارت خویشتن به دست خود می باشد انسان در تلاش برای آموختن و در مسیر دانایی و آگاهی، آزادی خویش را می سازد و در تاریک ترین سیاهچالها بر اوج روشنایی به پرواز در می آید. پرواز نلسون ماندلاها و حضور را بر فراز قله های شعور و رشادت از جنس این آزادی است. تلاش هوشمند امیر انتظام نیز بیان همان حقیقت به روایت دیگری است من با نام و چهره امیر انتظام در روزهای داغ انقلاب آشنا شدم در آن دوران پر هیجان و انباشته از احساس و تحت تاثیر فرهنگ سیاسی حاکم بر آن زمان از امیر انتظام که آراسته و مرتب بود فرسنگ ها فاصله داشتم و حضور او را در کابینه در راستای انقلاب نمی دانستم.

در آبان 1358 دیوارهای سفارت آمریکا زیر پای دوستان ضد لیبرال کوتاه آمد و غرور آمریکا در مقابل دانشجویان انقلابی جریحه دار شد و 444 روز متفاوت در تاریخ دیپلماسی جهان تجربه گردید و امیر انتظام نیز گرفتار گردید. (شعار افشا کن اعدام باید گردد) بر فضای انقلابی آن زمان حاکم شد.

پس از 550 روز بازداشت، محاکمه امیر انتظام بدون وکیل و بدون دسترسی او به اسناد و مدارک و بدون بهره مندی از امکان دفاع شروع شد، اتهامات انتسابی به او بسیار سنگین بود1- (( شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان و مقابله با ولایت فقیه)) 2- تمهید و تفریق بین مسلمین و جدا کردن برادران انقلابی فلسطین و لیبی 3- فراری دادن سران رژیم فاسد گذشته و انجام ملاقاتها و تماس های سری و دادن اطلاعات به دشمنان انقلاب.

تا سال 1374 از او بی خبر بودم تا اینکه کیهان هوائی در مطلبی با عنوان (آقای امیر انتظام دنیای جاسوسی دنیا شجاعت نیست) عکس او را با دست هایی به زنجیر کشیده بر تخت بیمارستان چاپ کرد، این عکس شدیدا مرا متاثر کرد و به  فکر فرو رفتم و با کنجکاوی مطالب مندرج در کیهان هوایی 24 مهر را دنبال کردم. امیر انتظام با جملات تندی اظهارات آقای سلیمی نمین سردبیر کیهان هوایی را به باد انتقاد گرفته بود، آقای امیر انتظام در پاسخ به کیهان هوایی عنوان می کند که در 17 آذر ماه 1370 در سومین سفر آقای گالندوپل عضو کمیسیون حقوق بشر و نماینده دبیر کل سازمان ملل متحد، علیه جمهوری اسلامی اعلام جرم کرده و پیشنهاد خروج بدون قید و شرط از زندان را نپذیرفته است همچنین در فرمهای تقاضای عفو که بین زندانیان توزیع شده بود نوشته است ( من به هیچ کس و هیچ مقامی اجازه نمی دهم تا مرا مورد عفو قرار دهد این مقامات نظام هستند که باید تقاضای عفو کنند) و در خواسته همیشگی خود مبنی بر اعاده دادرسی را مجداد تکرار می کند.

در سال 1374 آقای رهبر پور رئیس وقت دادگاه انقلاب در مصاحبه مطبوعاتی خود اتهامات تازه ای به او وارد می کند که آقای امیر انتظام با پاسخ بسیار جسورانه ای اتهامات را رد می کند ( مرا از مرگ نترسانید که رقص کنان به پای چوبه دار خواهم رفت).
زمان می گذرد و بعضی از ادبیات زمان انقلاب به تدریج کنار گذاشته می شوند و کلمات نفرین شده آن دوران در گفتمان جدیدی به ادبیات سیاسی راه پیدا می کند که از آن جمله حقوق بشر – جامعه مدنی -  قانون مداری – حاکمیت قانون و ... می باشند و با باز شدن نسبی فضای سیاسی نام آقای امیر انتظام دوباره سر زبان ها می افتد این بار نه به عنوان جاسوس آمریکا بلکه در مقام برنده جایزه حقوق بشر بنیاد دکتر برونو کرایسکی.
او و همسرش خانم الهه امیر انتظام مجوز رسمی خروج از کشور را جهت دریافت جایزه ، بدست می آورند ولی آقای امیر انتظام به خاطر عشق به وطن و اینکه ممکن است بعد از خروج از کشور اجازه ورود به وطن را دریافتنکند ایران را ترک نمی کند و این در شرایطی است که دریافت جایزه آبرومندانه ترین بهانه برای رهایی از زندان و درمان دردهای ناشی از حبس طویل المدت بود، او در پیام خود به مناسبت دریافت جایزه برای تحکیم پایه های حاکمیت ملی پیشنهاد برگزاری رفراندوم می کند.
آقای امیر انتظام پس از 17 سال تحمل رنج و محرومیت در زندان در آذر ماه 1375 بخاطر مشکلات ناشی از بیماری های متعدد بدون هیچ حکم با قرار قضائی به خارج از زندان هدایت می شود در شرایطی که مشغول مداوای خود بود به بهانه مصاحبه ای با رادیو آمریکا و افشا گری حوادث زندان اوین تحت مدیریت آقای لاجوردی مورد خشم مقامات قضائی قرار گرفته و به خاطر شکایتی که هرگز منتهی به صدور حکم نشد مجددا روانه زندان می شود بعد از وقایع کوی دانشگاه تهران شرایط زندان برای او سخت تر شده و ممنوع الملاقات می گردد. این شرایط ادامه پیدا می کند تا اینکه در سال 1379 مجددا برای درمان به خارج از زندان هدایت می شود، آقای امیر انتظام در بیرون از زندان به مداوای خود مشغول می گردد تا اینکه به خاطر انتشار مقاله ای تحت عنوان ( رفراندوم چرا و چگونه) و مصاحبه ای که در این زمینه انجام می دهد در تاریخ 4/2/82 برای تحمل حبس روانه اقامتگاه اصلی خود یعنی زندان اوین بر می گردد، آقای امیر انتظام که از بیماریهای زیادی از جمله دیابت پروستات، ناراحتی مثانه، کلیه، مهره های کمر و .... رنج می برد و نیاز به معالجه مداوا و عمل جراحی دارد بالاجبار بیش از شش ماه را نیز در زندان تحمل می کند و این در شرایطی است که کمیسیون پزشکی تحت نظر پزشکی قانونی بیماریهای آقای امیر انتظام را صعب العلاج تشخیص داده و اعلام می کند که او قادر به تحمل کیفر حبس نمی باشد بالاخره پس از پیگیری های زیاد به آقای امیر انتظام از تاریخ 13/7/82 برای انجام معالجات  پزشکی مرخصی تا به امروز بر پایه مدارک پزشکی مرخصی استعلاجی اعطا می گردد این مرخصی تا به امروز بر پایه مدارک پزشکی تمدید شده است، با این وجود این یک وضعیت متزلزلی می باشد که استمرار و دوام آن به خواست و اراده مقامات  قضایی بستگی داشته و هر لحظه امکان باز گرداندن او به زندان اوین وجود دارد کنار آمدن با این وضعیت متزلزل، خود یکی از عوامل فشار روحی بر این مرد صبور و استوار تلقی می گردد و او تنها با توکل به خدا و تکیه بر عشق و اراده خود با این شرایط دشوار کنار می آید و این چنین است که او در یک روند استقامت و تواضع از ظرفیت های تاریخی فراتر رفته و به یک فرهنگ تبدیل می گردد و او در تنهایی و خلوت زندان حتی از خود نیز می آموزد و در کسب دانایی پرتوان شده و از میان سلول آهن و بتون به بی نهایت روشنایی و رهایی می رسد و او دیگر یک زندانی نیست بلکه آموزگاریست که حتی بدون کلام با حضورش به انسان درس زندگی می آموزد من از او آموختم که برای تحصیل آن باید از جسم و جان مایه گذاشت و در مقابل وسوسه های نیاز و سرزنش گستاخی شلاق با تکیه بر نیروی شعور و شرف با ایمانی استوار می توان ایستاد. و شعر راستین زندگی  سرود. من از او آموختم که زندگی آنچنان زیباست که نبایستس آن را با شعار مرگ آزرده کرد، نباید مرگ هیچ انسانی را آرزو کرد حتی مرگ زندان بان و شکنجه گر را نباید. اما می توان و باید مرگ بر شکنجه را فریاد کشید. نابودی زندان را آرزو کرد. مرگ بر بی عدالتی و تبعیض را سر داد به جنگ هر گونه پلیدی ها رفت. در قله ای که او ایستاده است انتقام و نفرت هیولای زشت و خشنی است که زندگی را آماج کینه قرار می دهد. پس دلها را باید به عشق صیقل داد،سنگفرش ها را از لکه های خون کهنه شست و شهر را با گلهای سرخ آراست. وقت است که شمعدانی ها را به ایوان شهر بیاویزیم و شهر را به خنده آذین بندیم.
هموطن: 28 آذر ماه 1383 تاریخ مقاومت دلیرانه امیر انتظام 25 ساله می گردد. صعود این مرد پولادین به قله های افتخار و غرور یک رویداد تاریخی است این رویداد فرهنگی و تاریخی را هر چه باشکوه تر پاس بداریم شمعی در دست، آزادی را صدا کنیم تا روزگار قفل از کلام او بگشاید.
به امید روزی که زندان نباشد، هجرت و حرمان نباشد، غم دوری از یار و دیار نباشد، عشق تنها نماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:5  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

تعدادی از هموطنان عزيز از داخل و خارج کشور طی تماسهای مکرر جويای نظريات موکلم آقای مهندس امير انتظام در مورد مسائل مختلف ايران منجمله تأييد يا عدم تأييد اعلاميه ها و فراخوان های فعالين سياسی شده اند. بدينوسيله ضمن سپاس از حسن نظر و علاقه هموطنان ارجمند اعلام می نمايد که جهت اطلاع از مواضع موکلم به سايت شخصی ايشان به آدرس:

http://iran-amirentezam.com

مراجعه نمايند. بديهی است که مسئوليت مطالبی که به هر نحوی به ايشان نسبت داده ميشود ولی با امضا مشاراليه در سايت ايشان وارد نشده است به عهده موکلم نخواهد بود.

    دکتر يوسف مولائی
    وکيل آقای مهندس عباس امير انتظام

آدرس e-mail آقای عباس امير انتظام برای تماس:
aamirentezam@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:4  توسط دوست داران اميرانتظام 

من عباس امیر انتظام خطاب به خانمها و مادران ایرانی که برای آزادی قصد اعتصاب غذا وتظاهرات را دارند و معتقد به تحریم انتخابات هستند سلام و درود فراوانی میفرستم و امیدوارم که حرکت شما زنهای دلیر ایرانی بتواند مشوقی باشد برای سایر هموطنان ما در داخل ایران و در خارج ایران برای عدم مشارکتشان در انتخابات، همانطور که اطلاع دارید من هم اعلام کردم که در این انتخابات شرکت نمیکنم و رأی نمیدهم و من امیدوارم اکثر هموطنان ما با آگاهی ازاین اقدام خودشان نسبت به این کار اقدام بکنند تا بشود راهی را برای رسیدن به آزادی و انجام یک انتخابات صحیح یا انجام رفراندوم با نظارت سازمان ملل متحد بوجود آورد، من برای همه مادران ایرانی که در این کار بزرگ دخالت میکنند درود میفرستم و آرزوی سلامتی شان را دارم و امیدوارم که در این کار موفق باشند و سر مشقی برای سایر هموطنانمان در ایران و خارج.
در خاتمه عرایضم برای همه هموطنانم که در راه آزادی ایران اقدام میکنند آرزوی موفقیت و سلامت دارم و مطمئنم هستم که با همبستگی همگی در این راه که نجات ایران از طریق مسالمت آمیز میباشد همه موفق باشیم.


به امید آن روز - خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:2  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

 

عالي جناب، ملت ايران بيش از يك قرن است كه براي استقرار حكومت پارلماني و اعمال حق تعيين سرنوشت از طريق انتخاب آزاد مبارزه مي كند. اين مبارزه تاريخ با فراز و نشيب‌هاي زيادي مواجه بوده و در مجموع بلوغ سياسي مردم ايران را بسيار ارتقاء داده است و اين هوشمندي را ايجاد كرده است كه در روند مبارزه مسالمت جويانه و غيرخشونت آميز حتي از كوچكترين فرصت ها براي استقرار دمكراسي و تقويت پايه هاي مشاركت عمومي مي توان سود برد. فرازهايي از اين هوشمندي در جريان ملي كردن نفت به رهبري مرحوم مصدق و خلق جنبش دوم خرداد سال 76 به نحو بارزي نمودار گرديد. عدم حضور در انتخابات شوراها در سال 2003 و انتخابات مجلس 2004، جلوه ايي ديگر از اين هوشمندي و بلوغ سياسي مردم در درك ظرفيت ها و اهميت انتخابات آزاد مي‌باشد.به رغم بالندگي فرهنگ سياسي مردم ايران و تمايل آنها به استقرار دمكراسي از طريق مسالمت آميز متأسفانه ساخت و ظرفيت قانون اساسي جمهوري اسلامي و تفسيرهاي غيرمسئولانه و تنگ نظراني شواري نگهبان و از سوي ديگر اشتياق بي پايان مقامات غير انتخابي در مصادره نتايج انتخابات موجب شده است كه بخش قابل توجهي از مردم ايران تمايلي به مشاركت در انتخاب دوره نهم رياست جمهوري از خود نشان ندهند. از اين فرصت بعنوان وسيله اي براي رساندن پيام خود به جهانيان كه همان عدم وجود شرايط  انتخابات آزاد، منصفانه و عادلانه مي باشد، بهره جويند. تحت اين شرايط فعالين سياسي دانشگاهي و نخبگان جامعه براي ترغيب مقامات حكومت به فراهم كردن مشاركت عمومي، بيانيه‌هايي صادر كرده و ضمن تحليل شرايط جامعه و تهديدها و فرصت هايي كه پيش روي ملت ايران قرار دارد، پيش شرطهاي انتخاب آزاد را برشمردند و راه برون رفت از بحران موجود را نشان دادند كه متأسفانه مورد توجه مقامات مسئول و برگزاركنندگان انتخابات واقع نگرديد و اين امر هر چه بيشتر موجب دلسردي و بي اعتنايي مردم به انتخابات گرديد زمزمه‌هاي عدم مشاركت و عدم حضور در انتخابات دوره نهم مي رود كه دغدغه و نگراني بزرگي براي آزاديخواهان ومشتاقان استقرار دمكراسي فراهم آورد. تحت اين شرايط بيم آن مي رود كه مقامات مسئول براي پنهان كردن ناتواني خود در جلب مشاركت مردم در انتخابات وسوسه شوند تا به فريبكاريهاي شناخته شده در كشورهاي غير دمكراتيك كه همان تقلب و بالا نشان دادن آمار مشاركت كنندگان مي باشد، متوسل شده و با اقدام نسنجيده جامعه بحران زده ما را به طرف يك پرتگاه ناامني و بي ثباتي سوق دهند. با عنايت به پيامدهاي غيرقابل پيش بيني چنين وضعيتي كه مي تواند بر بستر ناخشنودي و عصبانيت مردم شعله هاي خشم و خشونت را برافروزد و با تحميل هزينه هاي سنگين، راه را بر حركت مسالمت آميز و تدريجي مردم ايران ببندد و صلح و امنيت را در منطقه آشوب زده خاورميانه هر چه بيشتر به خطر بيندازد. لذا از آن مقام عالي تقاضا داريم كه با استفاده از ظرفيت هاي منشور سازمان ملل و جهت گيري تصميمات مجمع عمومي و شوراي امنيت از جمله در قطعنامه 1366، 1559 و تجربه سازمان ملل در نظارت بر بيش از 150 مورد انتخابات در سراسر دنيا، هيئت ناظران ملل را براي نظارت در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري ايران گسيل دارند ناظران آن سازمان مي توانند ضمن گزارش نحوه برگزاري انتخابات در ايران و مقايسه آن با استانداردهاي بين المللي و منجمله اظهار نظر نسبت به عدم رعايت پيش شرطهاي يك انتخابات آزاد و منصفانه و عادلانه، ميزان و وزن مشاركت مردم و همچنين وزن معترضين به وضعيت موجود را بدرستي محاسبه نمايند. چنانچه ميزان رأي اختصاص يافته به مجموع كانديداها (چون آراء باطله و سفيد، جزء آراء اعتراضي محسوب مي گردد.) كمتر از حداقل مورد قبول جامعه جهاني باشد (بطور مثال اگر كمتر از 50%  واجدين شرايط رأي دهندگان باشد)، در آن صورت جامعه جهاني براي احترام به اراده ملت ايران نتيجه اين انتخابات را به رسميت نشناسد و حكومت را به تجديد انتخابات با رعايت پيش شرطهاي ذيل در عرض سه الي شش ماه ترغيب نمايد:

1-                آزادي مطبوعات اجتماعات احزاب

2-                 آزادي همه زندانيان سياسي مطبوعاتي عقيدتي

3-                 عدم مداخله شوراي نگهبان در روند انتخابات

4-                توقف كامل فعاليت هاي هسته اي تا آخر انتخابات براي كاهش تنش و فراهم كردن شرايط امن و آرام براي انتخابات 

5-                شناسايي حق كانديدا شدن زنان و اقليت هاي ديني

6-                 نظارت سازمان ملل بر روند انتخابات

7-                امكان دسترسي اپوزيسون به رسانه ملي (صدا و سيما)

8-                عدم مداخله نظاميان در انتخابات

بر اين باور هستيم كه در صورت برگزاري انتخابات با پيش‌شرطهاي فوق، مردم ايران با تمام توان و اشتياق در آن انتخابات شركت خواهند نمود و نتايج آن را با علاقه خواهند پذيرفت، به رغم محدوديت ها و تنگناهاي قانون اساسي، مشاركت فراگير مردم قدرت مانور و فرصت هاي قابل توجهي در اختيار رئيس جمهور متكي به آراء مردم قرار خواهد داد تا با اعتماد به نفس زياد براي حل مشكلات جامعه ايراني همچون تنش زدائي، حل بحران فعاليت هسته اي، ايفاء نقش سازنده در روند صلح خاورميانه و استقرار دمكراسي در منطقه (بخصوص عراق)، گشودن چشم اندازهاي روشن و اميدواركننده به نسل جوان، جذب سرمايه هاي خارجي و مطابقت تدريجي قانون اساسي با الزامات دمكراسي و حقوق بشر، گامهاي قابل اتكايي بردارد. در غير اينصورت رئيس جمهور به علت عدم حمايت مردم، متكي و تابع اراده مقامات غيرمنتخب خواهد بود و موجب تشديد بحران خواهد شد به نحوي كه صلح و امنيت بطور جدي در منطقه به خطر خواهد افتاد.

با احترام كامل

عباس امير انتظام

19/3/84

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 12:0  توسط دوست داران اميرانتظام 

«پيش نويس طرح مقدماتي»

كنگره ملي و دموكراسي خواهي

15 / ارديبهشت /1384

كنگره فراگير دمكراسي خواهان:

هدف از تشكيل اين نهاد ملي استفاده از توان و امكانات همه نيروهاي ملي حول يك برنامه حداقلي براي گذار مسالمت آميز به حاكميت دمكراتيك مي باشد.

اعضاء اين نهاد كه جملگي به اعتبار شخصيت و ويژگي هاي فردي انتخاب مي شوند، در داخل اين كنگره از هيچ ايدئولوژي و مرام نامه حزبي دفاع و يا حمايت نمي كنند.

اعضاي اين كنگره با تعلقات حزبي و گرايشات سياسي و ايدئولوژي متفاوت فقط براي اتحاد عمل پيرامون برنامه حداقلي در اين نهاد حضور خواهند داشت و از اعتبار و شخصيت فردي براي ايجاد اعتماد در جامعه و هدايت و سازماندهي حركتهاي اعتراضي تا آماده سازي جامعه براي تشكيل مجلس مؤسسان بر بستر آزادي احزاب و مطبوعات و براي تدوين قانون اساسي جديد مايه خواهند گذاشت.

اين كنگره در واقع نهادي است براي ايجاد اعتماد بين مردم و هماهنگي بين نيروهاي مختلفي كه براي گذار مسالمت آميز به دمكراسي تلاش مي كنند، و در حكم ستاد تدوين سياستها و راهبردها عمل مي كند.

مرام نامه كنگره؛

1-         حفظ تماميت ارضي و استقلال كشور.

2-       مقابله با يأس و سرخوردگي مردم در اعمال حق
     حاكميت ملي.

3-       فراگير كردن شعار دمكراسي براي ايران بعنوان يك
     شعار راهبردي.

4-       دفاع و حمايت از حقوق تاريخي و برحق همه اقوام
     تشكيل دهنده ملت بزرگ ايران در چارچوب فدراليسم
     قابل انطباق با ويژگي هاي ايران.

5-       دفاع از منافع ملي و اولويت دادن به اقتدار و عزت ملي
     در مقابل منافع شخصي.

6-       مبارزه با هر گونه تبعيض بين هموطنان از قبيل
     تبعيض جنسي، قومي، زباني، ديني، گرايشات سياسي و
     غيره، از اينرو الحاق به كليه معاهدات حقوق بشري
     چون كنوانسيون منع شكنجه، كنوانسيون الغاء كليه
     اشكال تبعيض عليه زنان و اجراي كامل آنها بخشي از
     اعتقادات و اصول مبارزاتي ما را تشكيل مي دهد.

7-       طرد خشونت و انتقام جوئي و تأكيد بر اجراي عدالت
     از مجراي قانوني با رعايت موازين حقوق بشر.

8-       منابع مالي، اين نهاد براي تأمين هزينه هاي خود متكي
     به كمك داوطلبانه آزاديخواهان و مردم مبارز ايران
     خواهد بود و به هيچوجه و تحت هيچ شرايطي هدايا و
     كمكهاي دولتهاي خارجي را نخواهد پذيرفت.

9-       علني بودن فعاليت كنگره، جنبش دمكراسي خواهي فقط
     با علني بودن فعاليت كوشندگان راه آزادي مي تواند به
     يك جنبش فراگير و مردمي ارتقاء يابد.

 

برنامه عملي؛

مشكل اصلي جامعه عدم استقرار حاكميت ملي و دموكراتيك مي باشد، از اينرو برنامه حداقلي مي بايست از قابليت و ظرفيت لازم براي هدايت جامعه ايران براي استقرار حاكميت ملي و دمكراتيك كه در آن اصل تفكيك قوا و جدايي كامل نهاد دين از نهاد حكومت تضمين شده است، برخوردار باشد. ما بر اين باوريم كه قالب حقوقي حاكميت دموكراتيك به بهترين وجهي با «جمهوري» سازگار و منطبق باشد و پس از تدوين برنامه عملي مي توان بسوي ايجاد تشكيلات مناسب جهت تحقق برنامه بشرح ذيل حركت كرد:

1-                اتحاد عمل شخصيت ها

2-                 تدوين برنامه عمل و شيوه كار

3-                ايجاد كنگره موقت

4-                جلب همكاري نيروهاي فعال سياسي و پشتيباني مردم

5-                فراگير كردن جنبش آزاديخواهي براي دموكراسي

6-                 برگزاري رفراندوم گذار مسالمت آميز به حكومت دمكراتيك با نظارت سازمان ملل

7-                تشكيل دولت موقت

8-                تشكيل مجلس مؤسسان براي تدوين قانون اساسي

 

شيوه فعاليت  و مبارزه كنگره فراگير دمكراسي

ما در عصري زندگي مي كنيم كه به علت بلوغ جامعه جهاني شيوه هاي مسالمت آميز مبارزات اجتماعي از توان و قابليت زيادي براي ايجاد تغييرات برخوردار است. تحولات بعد از پايان جنگ سرد و بخصوص سال هاي اخير نشان مي دهد كه عدم توسل به خشونت و تخريب در مبارزه براي حق تعيين سرنوشت و استقرار دمكراسي از اقبال جهاني برخوردار بوده و از استعداد قابل توجهي در فراگير كردن مبارزات اجتماعي سياسي بهره مند مي باشد. جنبش هاي اجتماعي سياسي در اقصي نقاط جهان بدون توسل به خشونت و خون ريزي و صرفاً با جلب همكاري و مشاركت مردم و فراگير كردن جنبش؛ حكومت به پذيرش خواستهاي مردم وادار كرده اند. از اينرو بايستي هزينه فعاليت سياسي را به حداقل كاهش داد و با طرح و تدوين برنامه روشن و جلب اعتماد مردم، تمام ايران را به كنگره گسترده مبارزه براي دموكراسي تبديل كرد. همه روشهاي مسالمت آميز مبارزه از قبيل گردهمايي، برگزاري ميتينگ ها، جلسات سخنراني، تظاهرات آرام، اعتصابات محدود بدون تعطيل كامل محل كار، انتشار خبرنامه، اقدامات نمادين، مانند عدم خروج ساعاتي خاص از منزل و يا تجمع در ساعاتي خاص در ميادين و محلات، تحريم خريد كالاهاي خاص، ايجاد ترافيك در روزها و ساعات خاص در بعضي از ميادين، با رعايت تناسب زماني مي توانند مفيد باشند.

بايد توجه كرد در توسل به شيوه مسالمت آميز مبارزه بايد تلاش كرد كه زندگي روزمره مردم به خصوص اقشار آسيب‌پذير مختل نگردد. از طرف ديگر مبارزات را بايستي به نحوي مديريت كرد كه به توان و قابليت نيروهاي نظامي در حفظ و حراست ازمرزهاي كشور و استقلال آن كوچكترين لطمه اي وارد نشود. نيروهاي نظامي بخشي از فرزندان اين كشور بوده كه به اندازه بقيه مردم از فساد، فحشاء، غارت اموال عمومي و تاراج ثروت ملي رنج برده و به طور طبيعي همراه مبارزات مردم هستند.

 

لزوم ايجاد يك تشكيلات سياسي مدرن و علني

امروزه ديگر بر كسي پنهان نيست كه فعاليت هاي پراكنده فعالين سياسي و حتي صدور اعلاميه هاي دسته جمعي براي ايجاد جنبش مدني فراگير كافي نمي باشد. در فقدان تشكيلات سياسي و ستاد برنامه ريز و تصميم ساز، اقدامات افراد به اندازه لازم تأثير گذار نمي باشد. براي پيشبرد اهداف جنبش مدني ايران و استقرار دمكراسي در كشور از طريق جلب مشاركت فعال همه آزاديخواهان و علاقمندان توسعه كشور بايد با جديت تمام به ايجاد تشكيلاتي فراخور نياز زمان اقدام نموده و براي اتحاد در عمل همه فعالين سياسي كشور به نحو مؤثر اقدام نمائيم. در اين رابطه بايستي در جستجوي تجربه شيوه هاي مدرن و جديد فعاليت سياسي باشيم.

 

ويژگي هاي تشكيلات سياسي مدرن؛

1-                فعاليت اعضاء براساس برنامه سياسي مدون صورت مي گيرد.

2-                كساني در اين تشكيلات شركت مي كنند كه به اصول، اهداف و برنامه سياسي و كار تشكيلاتي اعتقاد داشته باشند.

3-                رعايت دموكراسي درون سازماني ضامن بقاي آن است.

4-                همه اعضا‌ء در مقابل مصوبات اكثريت از حقوق و مسئوليت مساوي برخوردارند.

5-                فعاليت در كليه سطوح علني مي باشد.

6-       همكاري بين اعضاء بنا به ضرورت تشكيلاتي و پيشبرد اهداف جنبش صورت مي گيرد و پيوندهاي عاطفي، خانوادگي نمي بايستي بر كار تشكيلات تأثير منفي بگذارد.

7-                عملكرد گردش مالي تشكيلات بايد شفاف بوده و در معرض قضاوت اعضاء قرار بگيرد.

8-                مسئوليت پذيري و مشاركت فعال و انضباط درون سازماني حائز اهميت ويژه مي باشد.

9-                اطلاع رساني و تبليغات با استفاده از ابزار علمي و فني جديد صورت مي گيرد.

10-            از توسل به خشونت و برهم زدن امنيت مردم و مختل كردن زندگي روزمره خودداري مي گردد.

آزاديخواهان، كوشندگان و فعالين سياسي خارج از كشور مي‌توانند با پذيرش اهداف و برنامه عمل اين كنگره با ايجاد سازمان و تشكيلات مستقل به حمايت از فعاليتهاي اين كنگره بپردازند، چگونگي هماهنگي با فعالين خارج از كشور در دستور كار قرار دارد و پيشنهادات دوستان عزيز، حتماً راهگشا مي باشد.

عباس امير انتظام

15/2/1384

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:59  توسط دوست داران اميرانتظام 

از رفراندوم سال 32 تا رفراندوم سال 58

   ·     بيش از 75 درصد از واجدين شرايط شركت در انتخابات و حضور در زندگي سياسي كشور، هيچ سهم و نقشي در رفراندوم سال 58 نداشتند و از طرف ديگر بازماندگان رفراندوم سال 58 ارزيابي مثبتي از كارنامه ي 26 ساله ي جمهوري اسلامي ايران ندارند.

        ·          اگر هر نسلي حق تصميم گيري نسبت به سرنوشت خود را دارد، در آن صورت نسل فعلي نيز از همان آزادي

 نسل سال 58 برخوردار مي باشد. اين نسل حق دارد كه تصميم و انتخاب نسل قبل از خود را تأييد و يا آن را رد نمايد.

 

از رفراندوم ملي سال 1332 تا رفراندوم اسلامي سال 1358

“در كشورهاي دموكراسي و مشروطه هيچ قانوني بالاتر از اراده ملت نيست، به همين جهت دولت در اين لحظه حساس تاريخي مشكلي را كه با آن مواجه شده با ملت در ميان مي‌گذارد و راجع به اين مجلس از خود مردم سؤال مي‌شود كه اگر با ادامه ي وضع كنوني مجلس تا سپري شدن دوره ي 17 تقينه موافقت دارند، دولت ديگري روي كار بيايد كه بتواند با اين مجلس همكاري كند و اگر با اين دولت و نقشه و هدف آن موافق اند رأي به انحلال آن بدهند تا مجلس ديگري تشكيل شود كه بتواند در تأمين آمال ملت با دولت همكاري كند.” (پيام 5 مرداد 1332 دكتر مصدق خطاب به ملت ايران)

اين نخستين تجربه ي ملت ايران در اعمال دمكراسي مستقيم، خشم دشمنان استقلال و آزادي ايران را برانگيخت و حكومت ملي دكتر مصدق آماج خنجر كين كودتا شد. زمان سپري شد؛ بهمن 57 بساط كودتاچيان را در هم پيچيد و در 12 فروردين سال 58 مردم پس از 26 سال با رفراندومي از جنس اسلامي (جمهوري اسلامي آري يا نه) در تشييع جنازه سلطنت حضور يافتند.

اينك پس از گذشت 26 سال تاريخ سياسي ايران بار ديگر در آستانه ي نوزايي ديگري قرار دارد. بيش از 75 درصد از واجدين شرايط شركت در انتخابات و حضور در زندگي سياسي كشور، هيچ سهم و نقشي در رفراندوم سال 58 نداشتند و از طرف ديگر بازماندگان رفراندوم سال 58 ارزيابي مثبتي از كارنامه ي 26 ساله ي جمهوري اسلامي ايران ندارند.

اينجانب از همان ابتداي تشكيل دولت موقت به مخالفت با حركتهاي انحرافي و غيردمكراتيك و مستبدانه ايي كه دست‌آوردهاي جنبش مدني و اجتماعي ملت ايران را هدف قرار داده بود برخاستم و خواستار انحلال مجلس خبرگان و تشكيل مجلس مؤسسان براي تصويب قانون اساسي شدم. از نحوه ي برخورد مسئولين نظام اسلامي با پيشنهاد ملي خود، به قابليت‌ها و ظرفيت هاي قانون اساسي و كارگزاران نظام اسلامي پي برده و آنان را فاقد شايستگي لازم براي هدايت جامعه ي ايران به سوي آزادي، دمكراسي و توسعه پايدار يافتم و در هر فرصتي ضرورت تغيير نظام اسلامي از طريق رفراندوم را خواستار شدم. خوشبختانه  من در اين مسير تنها نبودم و تعداد زيادي از هموطنان، عدم هماهنگي نظام سياسي طراحي شده در قالب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را با مطالبات تاريخي و منافع ملي اعلام نمودند. بالاخره ملت ايران در يك حركت هوشمندانه در دوم خرداد 76 اراده ي خود را براي انجام تغييرات اساسي اعلام نمود. مسئولين جمهوري اسلامي با عدم درك پيام تاريخي ملت ايران يكبار ديگر عدم قابليت و شايستگي خود را نشان دادند. از اينرو مردم ايران با تحريم انتخابات بعدي تمايل خود را به برگزاري رفراندوم آشكار نمودند.

اگر هر نسلي حق تصميم گيري نسبت به سرنوشت خود را دارد، در آن صورت نسل فعلي نيز از همان آزادي نسل سال 58 برخوردار مي باشد. اين نسل حق دارد كه تصميم و انتخاب نسل قبل از خود را تأييد و يا آن را رد نمايد. محروم كردن يك نسل از حقوق طبيعي و قانوني خود با هيچ منطق و مبناي عقلي سازگار نمي باشد. از طرف ديگر نه تنها هيچ نسلي حق تحميل اراده ي خود به نسل بعدي را ندارد و بلكه هر نسلي حق دارد تصميمات و انتخابات پيشين خود را مورد تجديدنظر قرار داده و آن را در پرتو تجارب جديد تكميل و اصلاح نمايد.

براي برگزاري رفراندوم در سال 84 زمزمه ها را به فرياد و تك رويها را به حركت ملي تبديل كنيم.

عباس امير انتظام

تهران 12 فروردين 84


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:58  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

 

هموطن: زمان اتخاذ  تصميمات بزرگ، شجاعانه و سرنوشت‌ساز  فرا رسيده است، تاريخ ما را به آزمون بزرگ تعيين سرنوشت خويش و رهاسازي كشور از چنگال هيولاي فقر، فساد، فحشاء، اعتياد، افسردگي، يأس و نااميدي، سازش و التماس به بيگانگان، فرا مي خواند. به فراخوان تاريخ پاسخ شايسته بايد داد بايد انتخابات را با مشاركت فعال خود به رفراندوم تبديل كنيم. سرمايه بزرگ ما در اين حركت ملي، پرچمداري جوانان و همراهي فعال و اميدوار همه آزاديخواهان و شيفتگان توسعه پايدار ايران مي باشد.

عباس امير انتظام

شنبه 29 اسفند 1383

تحقق ميثاق ملي در يك روند تاريخي و دمكراتيك كاملاً ميسر مي باشد، ضامن موفقيت اين حركت تاريخي مشاركت فعال مردم و فراگير بودن آن است از اينرو اين حركت در ذات خود دمكراتيك مي باشد. درگذار مسالمت آميز به نظام دمكراتيك از طريق همه پرسي مي بايستي از كليه ظرفيتهاي ملي و ابتكارات فردي سود برد. تنها و يگانه محدوديت و خط قرمز اين جنبش ملي عدم توسل به خشونت، تخريب و برهم زدن نظم جاري امور و معيشت مردم و بخصوص اقشار آسيب پذير مي باشد. حركت ملي از همراهي و همبستگي همه ايرانيان شكل مي گيرد. موفقيت حركت مسالمت آميز، دمكراتيك و غيرخشونت آميز در گرو مسئوليت پذيري و مشاركت فعال همه ايرانيان درتعيين سرنوشت خويش مي‌باشد. براي نيل به اين منظور، هر مناسبتي بعنوان يك فرصت قلمداد مي گردد. جشنها، اعياد، مناسبتهاي ملي و مذهبي، ميهمانيها، صف هاي انتظار ميادين ورزشي، دانشگاهها، مدارس، اماكن عمومي، اتوبوس ها كه امكان تجمع و گردهمايي طبيعي و عادي مردم را فراهم مي كند بايستي براي حضور فعال مردم مورد استفاده جنبش مسالمت‌آميز فراگير قرار گيرند، اين جنبش ملي با تكيه بر اراده  ملي و حضور فعال همه ايرانيان بدون برهم زدن نظم عادي و اخلال در زندگي روزمره و با كمترين هزينه قادر است كه دست آوردهاي بزرگي را تحصيل كند.

در حركت مسالمت آميز،  بايد از قابليت ها و ظرفيت هاي اماكن مهم عمومي چون دانشگاه، اداره، كارخانه براي گردهم‌آيي، اعلام مواضع، طرح مسائل، تبادل نظر، حداكثر استفاده را برد. به اين صورت جاي جاي ميهن عزيزمان با حضور فعال و گسترده  مردم به صحنه مبارزه براي حق تعيين سرنوشت با شيوه مسالمت آميز تبديل مي گردد.

به بركت اين حضور فعال و فراگيرمردم، حق آزادي بيان، اعتراض و تجمعات بطور طبيعي در جريان پروسه موازنه قدرت بدست مي آيد و شرايط برگزاري رفراندوم در ميدان عمل فراهم مي گردد. اين جنبش اجتماعي و سياسي كه با توجه به شرايط بسيار مساعد داخلي و بين المللي بالقوه بسيار توانمند مي باشد بر عنصر رهبري و سازماندهي به مفهوم و شيوه سنتي آن تكيه نمي كند، هر ايراني مسئول، خلاق و فعال امروزه يك رهبر و يا بخشي از عنصر رهبري دسته جمعي است و اين بزرگترين سرمايه ملي در ريشه كني عادات سنتي استبداد زدگي و ذوب شدن در كرامات اين يا آن فرد است، در صورت ضرورت، رهبري در جريان حركت دسته جمعي بصورت دمكراتيك از طرف مردم انتخاب خواهد شد.

گام اول اين جنبش اجتماعي سياسي و مسالمت آميز بر حضور فعال مردم در اجتماعات، فراگير شدن گفتمان ميثاق ملي، علني كردن مطالبات، پي گيري مسالمت آميز مطالبات، استوار مي باشد. اين كار بايد به صورتي انجام گيرد كه به زندگي روزمره و روال طبيعي امور لطمه وارد نكند. مثلاً يك ساعت در هفته بين ساعت دوازده تا سيزده، همه دانشجويان بدون تعطيلي كلاس در محوطه دانشگاهها و دانشكده ها دور هم جمع شده و به شيوه دلخواه خود به تبادل نظر پيرامون مسائل صنفي اجتماعي و سياست بپردازند.

هموطن؛ زمان اتخاذ  تصميمات بزرگ، شجاعانه و سرنوشت‌ساز  فرا رسيده است، تاريخ ما را به آزمون بزرگ تعيين سرنوشت خويش و رهاسازي كشور از چنگال هيولاي فقر، فساد، فحشاء، اعتياد، افسردگي، يأس و نااميدي، سازش و التماس به بيگانگان، فرا مي خواند. به فراخوان تاريخ پاسخ شايسته بايد داد. براي پايان دادن به وضعيت اسفناك كشور و متوقف كردن چرخه باز توليد فقر، سركوب و فريب، بايد شركت در انتخابات فرمايشي و نمايشي را تحريم كرده و در عين حال از تسليم شدن به قضا و قدر و اميد بستن به چاره‌جويي هاي ديگران جداً پرهيز نمود و با تحريم انتخابات و مشاركت فعال در گذار مسالمت آميز از طريق همه پرسي به نظام دمكراتيك رسيد.

بايد انتخابات را با مشاركت فعال خود به رفراندوم تبديل كنيم. سرمايه بزرگ ما در اين حركت ملي، پرچمداري جوانان و همراهي فعال و اميدوار همه آزاديخواهان و شيفتگان توسعه پايدار ايران مي باشد.                       با آرزوي آزادي ايران

عباس امير انتظام

اسفند 1383


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:56  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

 

1-استقرار حاكميت ملي

ملت سرفراز و سربلند ايران به پشتوانه بيش از يك قرن مبارزه آزاديخواهي؛ استقلال طلبي و عدالت جويي؛ تبعيض ستيزي از جمله جنبش تاريخي ملي كردن صنعت نفت به رهبري دكتر مصدق؛ از اهليت؛ شايستگي، تجربه و توان لازم براي تعيين سرنوشت خود و اعمال حاكميت ملي دمكراتيك برخوردار مي باشد. استقرار حاكميت ملي كه متكي به اراده آزاد همه فرزندان هوشمند، بالنده مختاري كه دل در گرو آزادي استقلال و دمكراسي دارند بستر مناسب براي ساختن ايراني آزاد، شاداب، آباد، مقتدر، پيشرفته، مستقل و صلح طلب را ايجاد خواهد نمود. حاكميت ملي، برآيند مشاركت همه مردم ايران بدون هيچ گونه تبعيضي از نظر نژاد، زبان، باورهاي ديني، اعتقادات سياسي، جنسيت در تصميم سازي و اجراي تصميمات در راستاي منافع ملي بوده و اين حق غيرقابل انتقال، تجزيه و غيرقابل مصادره و واگذاري مي باشد.

2- استقرار نظام پارلماني

ملت ايران در طول مبارزات سياسي، اجتماعي، آزاديخواهانه خود علاقه عميق و اراده قاطع خود به استقرار يك نظام سياسي كه به بهترين و كاملترين شكل اراده عمومي را نمايندگي كرده و مردمسالاري واقعي را به منصه ظهور برساند را نشان داده اند. تجربه حكومتهاي پارلماني در دنيا ظرفيت هاي استفاده از توان و اراده مردم در اداره كشورها را به نفع مردم و براي مردم آشكار نموده است. طراحي و مهندسي و استقرار يك نظام پارلماني كه متكي به آراء همه ايرانيان بدون كوچكترين تبعيض باشد مورد حمايت و پشتيباني است. اين نظام پارلماني بايد بر پايه جدائي كامل و شفاف دين از حكومت استوار باشد.

 

3-دستگاه اجرايي پاسخگو و كارآمد

ملت ايران در طول مبارزات تاريخي خود درصدد استقرار يك نظام سياسي مستقل بوده كه در آن دستگاه اجرايي و كارگزاران قوه مجريه در كليه سطوح و رده هاي تصيم‌گيري و اجرايي تابع اراده مردم بوده و پاسخگوي اعمال و اقدامات خود در پيشگاه ملت باشند. از اينرو حدود اختيارات و صلاحيتهاي آنان مي بايستي در چهارچوب قانون اساسي برخاسته از اراده و تصميم مردم تعريف و مشخص گردد. در طراحي و مهندسي دستگاه اجرائي مي‌بايستي بر پايه اصولي چون تبعيت كامل دستگاه اجرائي از اراده مردم، پاسخگويي و مسئوليت پذيري در مقابل مردم، شايسته سالاري و كارآمدي دستگاه اجرايي، عشق ورزي و احترام مقامات اجرايي به كشور و مردم ايران صورت گيرد. استفاده از ظرفيتها و قابليتهاي نسل جوان و بالنده (اعم از زن و مرد) در مديريت دستگاه اجرايي، ضامن پويايي و شادابي اين دستگاه و جلب اعتماد مردم ايران خواهد بود.

 

4-استقرار دستگاه قضايي مستقل و بي طرف

استقرار دادگستري از اولين مطالبات حق طلبانه مردم ايران در مبارزات هوشمندانه و افتخارآفرين آن بوده. فرياد رساي پيشگامان مبارزات اجتماعي ايران براي استقرار عدالتخواهانه در سينه پرافتخار جنبش مشروطه و تاريخ معاصر ايران طنين انداخته و ملت هوشمند و افتخار آفرين ايران در هر فرصت تاريخي ضرورت استقرار يك دستگاه قضايي مستقل بيطرف، ظلم ستيز، عدالت گستر را گوشزد نموده و آنرا ضامن امنيت در جامعه تلقي كرده و غلطيدن دستگاه قضايي در دامن فساد و بندگي جباران و زورمندان را يكي از دلايل اصلي عدم توسعه جامعه ايران قلمداد نموده اند. ملت ايران در طراحي و مهندسي و مديريت دستگاه قضايي مردمي با تكيه بر نظام ارزشي فرهنگي تجارب تاريخي، ظرفيت هاي ملي، فروتنانه از دست آوردهاي ارزشمند كليه ملل متمدن و جوامع دمكراتيك، سازمانهاي بين المللي، نهادهاي مدافع حقوق بشر، در ارتقاء جايگاه انسان و رعايت استانداردهاي حقوق بشري در دستگاه قضايي بهره خواهد گرفت.

 

5-ضرورت الحاق به كنوانسيونهاي حقوق بشري

ما بر اين باوريم كه اصول، قواعد و الگوها و آرمانهايي كه در مجموعه اي به نام حقوق بشر شناسايي و معرفي مي گردند حاصل مبارزات طولاني و بدون وقفه كل بشريت بوده و همه تمدنها و فرهنگها در بسترسازي، پرورش و ارتقاء اين مجموعه سهيم هستند. از اينرو ملت ايران با افتخار تمام اين مجموعه را به عنوان گنجينه گرانقدر و ميراث مشترك بشريت مورد توجه قرار داده و رعايت و حمايت از مجموعه اصول و قواعد حقوق بشري را با رعايت ظرفيتهاي فرهنگي و نظام ارزشي خود، مطمئن ترين و مناسب ترين  وسيله براي ديالوگ بين انسانها در سطح ملي و بين المللي مي داند. در اين چهارچوب معتقد است كه بدون هيچ وقفه اي حكومت مردمسالار ايران مي بايستي كنوانسيونهايي چون كنوانسيون منع شكنجه، كنوانسيون رفع كليه اشكال تبعيض از زنان پروتكل هاي الحاقي ميثاق حقوق مدني و سياسي و همه كنوانسيونهايي را كه هدف و موضوع آن دفاع از حقوق ذاتي و فطري انسان است تصويب نموده و به اجراء درآورد.

 

6-تضمين  آزادي بيان و عقيده و مذهب

احترام به جايگاه و كرامت انسان بدون احترام به عقيده و سلوك معنوي و گرايشات سياسي و اقدامات و چالش هايي كه در مسير  مشاركت در زندگي اجتماعي انجام مي دهد، ممكن نمي باشد. آزادي هاي شناخته شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر ميثاقهاي بين المللي، كنوانسيونها و قطعنامه هاي سازمانهاي بين المللي جزء لايتجزاي تعهدات حكومتهاي سياسي مردمسالار و متكي به اراده مردم مي باشد. اين تعهدات مي بايستي با شفافيت تمام در اصول قانون اساسي منعكش شده و شيوه ها و ضمانت اجراهاي آن نيز در ميثاق ملي تعريف و مشخص گردد. حمايت قاطع از آزاديهاي فردي و عمومي بستر مناسب براي توسعه همه  جانبه و فراگير جامعه را فراهم مي آورد.

7-آزادي مطبوعات

آزادي مطبوعات و رسانه هاي عمومي يكي از ويژگي هاي اصلي حكومت مردمسالار و تضمين نظارت مؤثر مردم بر نهادها و دستگاههاي حكومتي مي باشد. بدون آزادي مطبوعات، رشد و بالندگي جامعه تحقق نخواهد يافت. از طرف ديگر مطبوعات وسيله مناسبي براي ايجاد فضاي گفتگو بين مردم و تبادل نظر ديدگاهها بين آنان مي باشد. بدون ترديد شادابي و تندرستي جامعه مردمسالار در گرو مطبوعات آزاد و وفادار به منافع و ارزشهاي ملي است. در طراحي و مهندسي نظام حقوقي مطبوعات و دفاع از حريم آن مي بايستي از دستاورهاي ملل پيشرو در اين عرضه، بهره گرفته و ظرفيت‌هاي نسل جوان را بعنوان سرمايه قابل اتكاء در جايگاه شايسته آن مورد توجه قرار داد.

 

8-طرد خشونت و صلح طلبي و همزيستي مسالمت آميز

بخش عظيمي از دست آوردهاي فرهنگي و ميراث ملي ايران در ميان شعله هاي خانمان سوز جنگ هاي مختلف به خاكستر تبديل شده و فرزندان و دلاوران زيادي در چنگال خونين هيولاي خشونت زندگي خود را از دست داده اند. هنوز زخمها و دردهاي جامعه از خشونت هاي كور و جنگ طلبي التيام نيافته و رنگ زيباي حيات و شادابي در مقابل سنگيني خشونت حكومتهاي استبدادي و جنگ طلب رنگ مي بازد از اينرو اعلام تنفر و انزجار عميق از جنگ و خشونت به هر شكل و فرم آن جزء مطالبات جدي و پيگير مردم ايران مي باشد. در ميثاق ملي (قانون اساسي) مي بايستي به نحو مؤثري عدم توسل به زور و خشونت تضمين گردد. ملت ايران مي تواند با بهره گيري از تجربه تاريخي و ظرفيتهاي ملي گامهاي مؤثري در استقرار صلح پايدار در منطقه و در سطح بين المللي بردارد. تشويق ملتها و دولتها به پي گيري شيوه هاي مسالمت آميز حل و فصل اختلافات و ترويج فرهنگ گفتگوي سازنده بين فرهنگها و تمدنهاي مختلف مي بايستي به عنوان اصول بنيادين سياست‌هاي رسمي حكومت مردمسالار (در سطح ملي و بين‌المللي) تلقي شده و مي بايستي در ميثاق ملي مورد حمايت قرار گيرد. استفاده از كليه ظرفيتهاي ملي در طراحي و مهندسي سيستم امنيت دسته جمعي در چهارچوب سازمان ملل متحد و مقابله با ريشه ها و عوامل بروز جنگها و خصومتها و مناقشات داخلي، منطقه اي و بين المللي، بعنوان يكي از اصول و اهداف ميثاق ملي مي بايستي مورد توجه قرار گيرد.

 

 

9-انزجار از تروريسم و همكاري با جامعه جهاني در ريشه‌كني آن

ملت ايران از فعاليتهاي تروريستي و توسل به خشونت كور آسيب هاي زيادي ديده و زخمهاي عميقي بر تن دارد. ملت ايران همچنين از دردهايي كه ملتهاي ديگر از فعاليتهاي تروريستي متحمل شده اند و بخصوص از اقدامات تروريستي يازده سپتامبر متأثر و منقلب شده است. از اينرو ملت ايران از اقدامات تروريستي با هر دليل و توجيهي و به هر شيوه اي كه باشد و عليه هر كسي و در هر جايي كه باشد، اعلام انزجار و بيزاري نموده و آماده است كه تمامي امكانات خود را در چهارچوب برنامه ها و رهنمودهاي سازمان ملل براي مبارزه جهاني با تروريسم بين المللي بسيج نموده و بر اين باور است كه براي ريشه كني اين آفت بزرگ جامعه جهاني مي بايستي با ريشه ها و علل آن، منجمله با بي عدالتي و تبعيض ها و تقسيم ناعادلانه كار بين المللي جرايم سازمان يافته، باندهاي مواد مخدر و پولشويي و حكومتهاي غيردمكراتيك نيز برخورد  نمايد. همكاري همه جانبه ايران با جامعه جهاني و نهادهاي بين‌المللي براي ريشه كني تروريسم مي بايستي در قانون اساسي پيش بيني و مورد حمايت قرار گيرد.

 

10-حمايت از محيط زيست

ما بر اين باوريم كه دفاع از محيط زيست در كليه فضاهاي كره زمين وظيفه همه ملتها و كشورها بوده و همبستگي بين‌المللي كشورها و ملتها ضامن توسعه پايدار و برخورداري همه انسانها از محيط زيست سالم مي باشد. از اينرو حكومت دمكراتيك ايران مي بايستي عميقاً خود را متعهد به رعايت ضوابط، اصول و استانداردها و الگوهاي رفتاري مربوط به حمايت از محيط زيست خود و جهان نمايد. الحاق بدون وقفه ايران به كليه معاهدات ناظر به حفظ و حمايت از محيط زيست و همكاري با همه كشورها و نهادهاي بين المللي دولتي و غيردولتي جايگاه با اهميتي در مجموعه سياستهاي ايران به خود اختصاص خواهد داد. و تضمين هاي لازم براي حمايت از محيط زيست در قانون اساسي پيش بيني خواهد شد.

 

11-پرهيز از انتقامجويي و حمايت از عدالت كيفري

ملت ايران زخمهاي عميقي از اعدامهاي كور، قتلهاي زنجيره‌اي، بازداشتهاي خودسرانه، محاكمات غيرعادلانه و بطور كلي اعمال ناقض حقوق بشر بر تن دارد. با اين وجود ما بر اين باوريم كه ملت بزرگ ايران، شادابي و نشاط فرداي خود را با آفت كينه توزي و نفرت ورزي آلوده نخواهد كرد. و اجراي عدالت را در مسير قانوني آن و در چهارچوب استانداردهاي قابل قبول جامعه جهاني هدايت و مديريت خواهد كرد. از نظر ما الحاق ايران به اساسنامه ديوان كيفري بين المللي و رعايت استانداردهاي عدالت كيفري براي محاكمه و مجازات جنايتكاران جنگي و جنايات عليه بشريت، راه را براي اجراي عدالت متناسب با فرهنگ غني ايراني، باز خواهد نمود.

ملت ايران در شرايط حساس كنوني بيش از هر زمان ديگر به همدلي و همبستگي ملي نياز دارد و اين فرصت مغتنمي است براي همه كساني كه قصد جبران اعمال ناپسند گذشته خود را دارند. ملت ايران براي ساختن آينده درخشان خود مي بايستي همه كانونهاي نفرت و خشونت را نابود كرده و فرهنگ تساهل و تسامح را گسترش دهد.

شايسته است كه؛ ملت ايران با بزرگواري مثال زدني آغوش خود را براي جذب كساني كه از رفتارهاي غيرانساني و خشونت بار خود نسبت به هموطنانشان پشيمان شده اند، باز كرده و آنها را نسبت به سرنوشت فرزندانشان در فرداي آزادي اميدوار كند.

12- شيوه و روش انجام تغييرات و اصلاحات

از آنجا كه رفراندوم يك شيوه و روش مراجعه به آراء عمومي و اعمال دموكراسي مستقيم در حق تعيين سرنوشت مي باشد. لذا بهترين روش و شيوه گذار به شرايط دمكراتيك و جامعه آزاد و پيشرفته برگزاري همه پرسي مي باشد. در اين همه‌پرسي دو سؤال اصلي قابل طرح است:

 

آيا با استمرار نظام جمهوري اسلامي موافق هستيد؟ آري يا نه

آيا با استقرار نظام دمكراتيك و متكي به آراء عمومي موافق هستيد؟ آري يا نه

 

طرح سؤال اول به اين دليل ضرورت دارد كه در حال حاضر يك نظام سياسي برخاسته از رفراندوم سال 58 بر ايران حاكميت دارد كه در آن رفراندوم بيش از 75 درصد مردم كنوني ايران حضور نداشتند و فرصتي براي مشاركت در حق تعيين سرنوشت نيافته اند. از طرف ديگر رژيم كنوني كه مدعي پشتيباني و حمايت مردمي است بايستي ادعاي خود را به شيوه دمكراتيك و مطابق استانداردهاي بين المللي به اثبات برساند و به اصطلاح رأي اعتماد نسبت به عملكرد 26 ساله خود از ملت ايران كسب كند. در صورت كسب رأي اعتماد بر همه ما فرض است كه به نظام مورد تأييد ملت ايران احترام بگذاريم و مطالبات دمكراتيك خود را ضمن احترام به آراء عمومي دنبال كنيم.

اما چنانچه مردم ايران در يك همه پرسي آزاد و عادلانه و تحت نظارت نهادهاي بين المللي به نظام جمهوري اسلامي ايران رأي اعتماد ندادند؛ در آن صورت مقامات جمهوري اسلامي مكلف به تبعيت از آراي عمومي هستند و جامعه جهاني نيز به احترام حق حاكميت ايران كليه مناسبات اقتصادي سياسي را قطع كرده  و با نمايندگان واقعي ملت ايران وارد مناسبات ديپلماتيك شوند. برگزاري رفراندم تجلي اراده مردم ايران را در قالب حقوق نهادينه مي كند.

سؤال دوم مربوط است به نوع و ماهيت حكومت جايگزين نظام جمهوري اسلامي ايران؛ از اينرو مردم در گذار به نظام و حكومت بعدي مي بايستي با ويژگيهاي اصلي دمكراتيك آشنايي داشته و با شناخت و آگاهي لازم به چارچوب نظام منتخب خود رأي داده تا در يك زمان معقول از طريق سازكارهاي دموكراتيك، قانون اساسي نظام دلخواه خود را و از طريق رفراندوم (اصطلاحاً رفراندوم تصويبي گفته مي‌شود) به تصويب و به اجرا بگذراد. من عمليات مربوط به رفراندوم را در مقاله رفراندوم چرا و چگونه در تاريخ 25/12/81 مطرح كرده ام و هموطنان عزيز را به بررسي و تكميل و اصلاح اين طرح دعوت مي كنم.

گذار از شرايط فعلي به وضعيت دلخواه يك روند تاريخي است كه ملت ايران با تكيه بر توان، تجربه و قابليتهاي ملي خود و با بهره گيري از فضاي مناسب بين المللي و پشتيباني معنوي افكار عمومي و وجدانهاي بيدار بشري در سراسر جهان و جهت گيري طبيعي تاريخ آن را گام به گام و بدون توسل به خشونت به انجام خواهد رساند. همبستگي هوشمندانه اقشار مختلف مردم حول اهداف و برنامه هاي مشخص و پرچمداري جوانان و زنان در اين جنبش ملي ضامن موفقيت ملت ايران در برپايي حكومت دلخواه خود مي باشد. اينجانب در طي 26 سال گذشته لحظات زيادي را به انديشيدن در چگونگي گذار مسالمت آميز سپري كرده و به لطف خداوند به نتايج ارزنده‌اي رسيده ام كه به حكم وظيفه ملي يافته هاي خود را جهت همفكري و تبادل نظر و تدوين بهترين راه حلهاي اجرايي گذار مسالمت آميز به حاكميت ملي، توسعه همه جانبه و پايدار در اختيار ملت ايران قرار خواهم داد. با نظر به تحولات بعد از پايان جنگ سرد بر اين باور هستم كه شيوه هاي سنتي مبارزات اجتماعي كارآمد نبوده و امواج خشمگين انقلاب هاي دهه هاي 50 تا 90 ميلادي جاي خود را به حركت هاي نسيم‌گونه، شاداب، مسالمت آميز مردم داده است. اين تحول مبارك و تاريخ ساز را ارج گذاشته و هر چه بيشتر به آينده كشور خويش و نسل جوان اميدوار باشيم.

عباس امير انتظام

14/11/1383

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:55  توسط دوست داران اميرانتظام 

 


پيرو بيانيه هاي مورخ 26 اسفند 1381 در خصوص برگزاري رفراندوم و در جهت شفاف سازي هر چه بيشتر مواضع و ديدگاههاي خود و با هدف بهره مندي از نظريات انديشمندان و فرهيختگان، علاقه مندان، جوانان و امكان برقراري گفتگو بين اقشار مردم و جريانهاي اجتماعي سياسي، فرهنگي، توضيحات تكميلي زير در رابطه با پيشنهاد رفراندوم (همه پرسي) را تقديم مي دارد.

 

الف-  چرا رفراندوم (همه پرسي) ؟

رفراندوم يك شيوه و روش مراجعه به آراء عمومي و دمكراسي مستقيم در جهت شناسايي و حق تعيين سرنوشت و احترام به حق حاكميت مردم مي باشد. اين حق در بيشتر اسناد بين المللي همچون منشور سازمان ملل اعلاميه اعطاي استقلال به كشورها و ملت ها اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و ميثاق بين المللي حقوق اجتماعي اقتصادي فرهنگي، منشور حقوق و تكاليف اقتصادي دولتها، قطعنامه هاي سازمان ملل، رويه دولتها و قوانين اساسي ملل متمدن، افكار عمومي، نهادهاي جامعه مدني جهاني، به رسميت شناخته شده است.

 

II-      ضرورت مراجعه به همه پرسي؟

مفهوم ابدي از قوانين بشري وجود ندارد و مردم پيوسته حق دارند قانون اساسي خود را مورد بازنگري قرار داده و يا آن را اصلاح كرده يا كلاً تغيير دهند. هيچ نسلي نمي تواند نسلهاي بعدي خود را ملزم و تابع قوانين خود سازد.(اصل 28 اعلاميه حقوق بشر و شهروند 24 ژوئن 1793 و نيز سخنان آقاي خميني در بهشت زهرا در سال 1357) ملت ايران به دنبال انقلاب سال 1357 از طريق رفراندوم 12 فرودين سال 1358 حق طبيعي و مشروع خود در انتخاب نظام سياسي و حق تعيين سرنوشت را به اجرا گذاشت و با گذشت بيش از 24 سال از آن حضور تاريخي ملت ايران. بافت جمعيتي ايران بكلي دگرگون شده و نسل جوان آگاه و هوشمند و علاقه مند به حاكميت ملي در وعده گاه تاريخي 12 فروردين 1358 حضور نداشت از طرف ديگر شركت كنندگان در رفراندوم سال 58 تجربه و شناخت امروز خود از ظرفيت ها و قابليت‌هاي قانون اساسي 1358 را نداشتند. از اين رو مراجعه به همه پرسي در راستاي احترام به حق حاكميت مردم و فراهم كردن زمينه هاي مشاركت فعال مردم در زندگي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بوده است و توان و قابليت هاي ملي را براي ايجاد همبستگي بيشتر و تقويت پايه هاي حاكميت ملي بسيج نموده، تماميت ارضي، استقلال و يكپارچگي كشور ايران در مقابل عوامل تهديد كننده و آسيب رسان بيمه مي كند.

پ-  چرا امروز (اكنون) ؟

1-  مردم ايران و به خصوص نسل جوان، كه حضور فعال آن در زندگي سياسي موجب شادابي و پويايي جامعه مي‌باشد و حتي مقامات و مسوولان نظام با بيانات و به شيوه‌هاي مختلف ضرورت انجام اصلاحات عميق و سازنده براي رفع مشكلات اساسي جامعه و رفع موانع توسعه پايدار مستمر را مورد تأكيد قرار داده اند. از آنجا كه كارشناسان، صاحبنظران و نظريه پردازان مسائل اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، استفاده از قابليت ها و توانمندي هاي خرد جمعي در حل بحرانهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي موجود را ضروري مي‌دانند و مردم هوشمند ايران بعد از حضور فعال در چندين انتخابات با عدم استقبال از انتخابات شوراي شهر نارضايتي و عدم اعتماد خود نسبت به روند اصلاحات هدايت شده بعد از جنبش دوم خرداد را آشكار نمودند .

2-  شرايط حساس منطقه كه اتكاي هر چه بيشتر حاكميت به آراء رضايت و اراده مردم و از بين بردن شكاف بين حكومت و مردم (كه محلي براي حضور و مداخله عوامل آسيب رسان به استقلال كشور مي باشد) را به يك ضرورت مبرم تبديل نموده است.

3-  شرايط مساعد جهاني و حضور فعال افكار عمومي در دفاع از مردم سالاري، صلح جهاني، مقابله با خشونت و تروريسم و پشتيباني از حاكميت مردم در مقابل هر گونه مداخله خارجي فرصت تاريخي براي اثبات قابليت ها، توانمنديها و استعداد ملت ايران براي ارائه يك الگوي ملي در تقويت بنيانهاي دمكراسي (در منطقه و كاهش حضور و مداخله نيروهاي فرامنطقه براي تأثير گذاري در تصميم‌سازي ها را ) فراهم آورده است. بنابراين برگزاري رفراندوم، فرصتي تاريخي براي ملت ايران مي باشد كه با تكيه به ارزشهاي فرهنگي و دست آوردهاي تاريخي، مناسب ترين الگو براي تحكيم حاكميت ملي خود را فراهم آورد همچنين ايجاد امكان همگرايي منطقي در راستاي منافع ملي با حاكميت هاي ديگر و تقويت جايگاه سازمان ملل در ايفاي مسووليت خود از ديگر اولويت ها مي باشد. هر تأخيري در پاسخگويي مناسب و منطقي به اين ضرورت تاريخي جز تحميل هزينه سنگين به ملت ايران و مردم منطقه، نتيجه ديگري در بر نخواهد داشت.

 

د-  موضوع همه پرسي ؟

از آنجا كه برگزاري همه پرسي براي حل مشكلات اساسي جامعه و برداشتن موانع توسعه كشور و تقويت حاكميت مردم است، لذا پرسش اصلي بايد به قدر لازم، دقيق طراحي شود تا با پاسخ آري يا نه اراده مردم، جهت گيري خود را آشكار نمايد از اينرو و همانطوريكه قبلاً اعلام شده است دو سؤال اصلي به همه پرسي  گذاشته مي‌شود:

1-    آيا با استمرار جمهوري اسلامي موافق هستيد؟ آري يا نه

2-    آيا با استقرار نظام مردم سالار موافق هستيد؟ آري يا نه

 

ويژگي هاي اصلي نظام مردم سالار عبارتند از:

1-    تضمين حق حاكميت واقعي مردم

2-    تضمين كامل آزادي انتخابات مردم

3-    تبعيت كامل حكومت از اراده مردم در كليه سطوح

4-    تضمين پاسخگويي همه مسوولان در مقابل مردم

5-    تضمين نظارت مؤثر و كامل و مستمر مردم بر عملكرد نهادها و مسوولان

6-     تضمين برابري واقعي مردم در مقابل قانون و رفع كليه اشكال(تبعيض)

7-    استقرار يك نظام قضايي (كارآمد مستقل و بي طرف) عدالت گستر و تبعيض ستيز

8-    تضمين آزادي بيان انديشه و مطبوعات

9-    تضمين رعايت حقوق بشر طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر و موازين بين المللي

10-            تضمين اصل تفكيك قوا

11-            تضمين دفاع و حمايت از منافع ملي

12-     طراحي مهندسي يك نظام اقتصادي متناسب با استعدادها و امكانات و منابع ملي، توزيع عادلانه كار و ثروت، فراهم كردن امكان مشاركت همه مردم در زندگي اقتصادي و توزيع عادلانه فرصتها به تناسب نيازها و شايستگي ها جزئيات نظام مردم سالار توسط نمايندگان مردم در قانون اساسي تدوين، توسط مردم تصويب خواهد شد.

 

ذ-  برگزاري همه پرسي با نظارت سازمان ملل؟

ملت هوشمند و سربلند ايران از توانايي و تجربه سياسي لازم براي اداره كليه امور خود و از جمله برگزاري همه پرسي برخوردار مي باشند. بنابراين به نظر مي رسد كه هيچ مانع حقوقي و اجرايي براي برگزاري همه پرسي در سطح ملي وجود ندارد با اين وجود استفاده از امكانات تجارب اعتبار سازمان ملل براي برگزاري هر چه بهتر و باشكوه تر، سالم تر و آزادتر، همه پرسي تاريخ ساز، ميسر خواهد بود.

اعتبار جهاني اين همه پرسي را تضمين خواهد نمود. سازمان ملل كمك به برگزاري انتخابات و نظارت بر آن را بخشي از عمليات پاسداري از صلح تلقي مي كند همانطوري كه آقاي كوفي عنان در گزارش شماره (A/551985-S/2001/544) به شوراي امنيت اظهار نموده است. سازمان ملل از زمان تأسيس خود براي ارتقاي ظرفيت هاي اداري اجراي دولتهاي عضو در برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه، شفاف و معتبر و نهادهاي دمكراتيك كه بيش از 150 انتخابات برگزار شده در كشورهاي مختلف ايفاي نقش نموده است. از نظر دبير كل سازمان ملل توسعه پايدار تنها زماني محقق مي‌شود كه مردم به طور آزادانه و به صورت مؤثر در فرايند تصميم گيري ها، فعالانه مشاركت نمايد.

 

و-  ماهيت اين همه پرسي (همه پرسي مشورتي همه پرسي تصويبي).

معمولاً همه پرسي در دو مرحله و بصورت همه پرسي مشورتي و تصويبي برگزاري مي گردد مرحله اول همه پرسي جهت شناسايي اراده واقعي مردم نسبت به اعمال حاكميت مي‌باشد در اين مرحله پاسخ با آري و نه (به نظام سياسي موجود) مشخص مي گردد. اين مرحله را همه پرسي مشورتي مي خوانند. چنانچه اراده ملت ايران بر عدم استمرار نظام موجود تعلق بگيرد. در آن صورت مي بايستي در فرصت مناسب و منطقي مقدمات برگزاري انتخابات براي تدوين قانون اساسي و ارائه آن به مردم ايران فراهم گردد. مردم ايران از طريق همه‌پرسي دوم كه اصطلاحاً همه پرسي تصويبي توصيف شده است نسبت به تصويب قانون اساسي جديد اقدام مي نمايد. هر ايراني شرافتمند، آزادمنش، معتقد به مردم سالاري و حاكميت ملي و وفادار به ارزشهاي ملي و فرهنگي ملتزم به تبعيت از اراده مردم در همه پرسي مشورتي و تصويبي مي باشد.

عباس امير انتظام

تهران اول ارديبهشت 1382


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:54  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

هموطنان عزيز؛

همه به خوبي با شرايط حاكم بر كشورمان آشنايي داريد، در بيست و چهار سال گذشته حاكم بودن يك تفكر خاص كه همانا سماجت در استقرار نظام ديني بوده است، باعث گرديده كه ملت ما دچار سرنوشتي متفاوت از آنچه كه در تاريخ چند هزارساله خود تجربه كرده است بگردد. در اين دوران اعمال و رفتاري به نام خدا و دين اسلام انجام گرفته كه با كمال تأسف نتايج حاصل از آن بيش از همه ضربه به دين اسلام بود و لاغير. آنچه كه امروز در مملكت ما مي گذرد نتيجه بيست و چهار سال حكومت ديكتاتوري مذهبي است كه همگي شاهد آن هستيم  و نيازي به شرح جزئيات آن نمي‌بينم. شما خود شاهد بوديد و هستيد كه طي اين سالها اينجانب نيز يكي از هزاران انساني بودم كه بخاطر وطن پرستي و دفاع از آزادي عمر خود را در پشت ميله هاي زندان گذرانده ام. ولي من در اين مرحله زماني خاص مايل نيستم درباره جزئيات اين دوران و ستمي كه بر ملت ما كه من نيز عضو كوچكي از آن هستم وارد آمده گفتگو كنم. لذا آنچه كه براي من مهم است و باور دارم كه براي فرد فرد ملت ايران نيز مهم باشد آگاهي از وضعيت موجود و خروج از بحران حاكم است. ملت ما در سال هزار و سيصد و هفتاد و شش يعني زماني كه آقاي خاتمي با بيانات و افكار تازه اي به عنوان كانديداي رياست جمهوري وارد ميدان مبارزه شدند تصور نمود كه با اهداف بيان شده از سوي ايشان مي تواند نخستين گام در راه نجات و رسيدن به مردم سالاري را بردارد و از ورطه هولناكي كه در آن فرورفته است بيرون آيد. اما با كمال تأسف تجربه پنج سال اخير نشان داد كه آقاي خاتمي قادر نبوده با همه افكار متفاوتي كه مطمئناً در سر دارد، آن قدم هاي اصلي را در راه انجام اصلاحات و رسيدن به آزادي ملت ايران بردارد. گناه از ايشان نيست بلكه گناه از نظامي است كه ايشان در آن نظام قرار گرفته اند. ايشان در دو ماه گذشته در دو مصاحبه مطالبي را گفتند و تكرار كردند كه مجدداً باعث ايجاد اميدواري احتمالي در مردم شد و ما در آينده نزديكي شاهد خواهيم بود كه آقاي خاتمي لايحه اصلاح قانون اساسي را به مجلس ارائه بدهند و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام تصميماتي را بگيرند كه مطمئناً نخواهد توانست راه حل نهايي براي مشكلات ملت  ايران باشد تأكيد مي نمايم كه نظرات و گفته هاي من و شما مردم بزرگ ايران در راستاي مخالفت با دين اسلام نيست بلكه بلعكس در راه ايجاد مصونيت براي آن است. ما هزينه هاي سنگين و خسارات جبران ناپذيري را تحمل كرده‌ايم و بهاي تمامي اين مصائب را نيز پرداخته ايم. هدف ما كنار گذاشتن دين نيست بلكه جلوگيري از توهين بيشتر به اسلام، مقدسات و اعتقادات ديني مان است كه همگي پاي بند به آنها هستيم. من به اشاره تاريخ متوسل مي شوم و شما را در جريان حكومت سيصد ساله كليسا در اروپا قرار مي دهم كه در آن دوران نه تنها قدمي در جهت آزادي، امنيت، پيشرفت علم و دانش برداشته نشد بلكه فجايعي رخ داد كه اروپا را سيصد سال از دنياي خودش عقب نگه داشت.

ديگر تجربه بيست و چهار ساله گذشته كافي است كه فرسنگها از آنچه كه بوديم عقب تر رفتيم تا چه رسد به مقايسه آنچه كه بايد باشيم. من از شما مي خواهم كه به دولت ‌آقاي خاتمي، به مجلس و به مسئولين حكومت تفهيم نماييد كه اصلاح قانون اساسي مشكل ما را حل نمي كند. ما درباره قانون اساسي صحبت نمي كنيم و آنچه كه براي ما مهم است و با صداي بلند به مردم ايران و جهان مي گوييم نوع حكومتي است كه بر ما حاكم است. ما مي خواهيم به طور مسالمت آميز و با نظارت سازمان ملل و كليه نهادهاي حقوق بشر از مردم ايران سئوال شود كه آيا علاقه مند به تداوم رژيم مذهبي هستند يا مايل به برپايي رژيم مردم سالاري مي باشند؟ ما نمي توانيم در دنياي كنوني با توجه به تجربيات گذشته و تجارب سيصد سال حكومت كليسا پاسخي براي عقب‌ماندگي‌هاي بيست و چهارسال گذشته پيدا كنيم، جز اينكه بگوييم كساني كه به نام رهبران اين نظام بر ما حكومت مي‌كنند براي عصر حاضر خلق نشده اند. ما اصلاح قانون اساسي را نمي خواهيم. ما حذف با كاهش اختيارات شوراي نگهبان و يا ولايت فقيه و يا مجمع تشخيص مصلحت نظام و حتي رئيس جمهور را نمي‌خواهيم. ما خواهان انجام رفراندمي هستيم كه طي آن فقط دو سئوال در مقابل ملت ايران قرار بگيرد و ملت بتواند آزادانه جواب بدهد. تداوم حكومت مذهبي يا رژيم مردم سالار با نظارت سازمان ملل متحد. ما از آقاياني كه قدرت را در دست دارند و بر مردم حكومت مي كنند و مدعي هستند كه ملت ايران پيشتيبان آنان است مي خواهيم آنقدر آزاده و منصف باشند كه اجازه بدهند رفراندومي براي ادامه نظام جمهوري اسلامي ايران يا ايجاد نظام دموكراسي در اين كشور انجام شود. اگر آقايان اطمينان به نتيجه چنين همه پرسي دارند چرا بايد از انجام يك رفراندوم وحشت داشته باشند؟

رفراندوم صرفاً به طور مسالمت آميز اجازه مي دهد كه مردم در ترسيم سرنوشت خود سهيم باشند. به حاكمان زمان بايد گفت كه ملت ايران نمي خواهد خود را بر آنها تحميل كند بلكه اين آنها هستند كه با عدم قبول انجام يك رفراندوم در ايران خودشان را بر هفتاد ميليون نفر مردم ايران تحميل كرده اند و شرايطي در كشور به وجود آورده اند كه با كمال تأسف باعث سرافكندگي مردم ايران گرديده است. بايد گفت: «اي مسئولين نظام، بگذاريد غرور ملي اين سرزمين به جايگاه حق خويش بازگردد. شما اگر حتي واقعاً مدعي جانشيني بنيانگذار اين نظام هستيد به ياد آوريد كه ايشان در سخنراني معروف بهشت‌زهرا از نظام گذشته ايراد گرفتند كه اگر به رأي پدران ما استناد مي كنيد آنها حق نداشتند براي ما تكليف معلوم كنند و حالا فراموشتان نشود كه بيش از نيمي از جمعيت فعلي كشور ما در سال پنجاه و هفت يا نبودند و يا دوران كودكي را سپري مي كردند. مردم ايران از آنچنان بلوغ فكري برخوردار بوده و قدرت تشخيص دارند كه آنچه را كه بخواهند مي توانند آزادانه انتخاب نمايند.

اگر آزادانه به تداوم نظام جمهوري اسلامي رأي بدهند مطمئن باشيد كه من هم كه يكي از بزرگترين قربانيان نظام هستم و مورد ظلم و تعدي و تبعيض واقع شده ام از رأي مردم اطاعت و پيروي خواهم كرد. اما اطمينان داشته باشيد كه اگر اجازه ندهيد مسلماً مردم ايران اين حق را از شما خواهند گرفت و من به هيچ وجه مايل نيستم كه اين طلب حق با خشونت توأم بشود. من پيرو مصدق و گاندي بوده و معتقد به همزيستي صلحجويانه و حل مسالمت آميز مسائل سياسي و اجتماعي ايران عليرغم بينشهاي گوناگون در آن هستم. من مي خواهم همه ملت ايران اعم از زن و مرد براي رسيدن به دموكراسي برابري و براي ايجاد محيطي مملو از امنيت و آزادي دست به دست هم دهند و براي ساختن ايراني آزاد تلاش كرده و ياري رسانند. من از هموطنانم تقاضا مي كنم و قوياً مي خواهم كه هرگز تسليم زور نشوند ضمن اينكه هرگز نمي خواهم ملت ايران با شما وارد جنگ شوند و من با همه وجودم از اين مقابله جلوگيري خواهم كرد. ولي از شما هم مي‌خواهم تسليم حقيقت شويد و به رأي مردم ايران احترام بگذاريد. به آنها اجازه دهيد كه سرنوشت خويش را خود تعيين كنند. ما امروز در آغاز قرن بيست و يكم در جهاني زندگي مي‌كنيم كه با پيشرفتهاي بسيار عظيم در زمينه هاي تكنولوژي، علمي و دانش روبرو هستيم. ملت و كشور ما در دوران حكومت بيست و چهار ساله شما جزو عقب افتاده ترين كشورهاي دنيا در آمده است. درآمد سرانه ملت ما در سال پنجاه و هفت بالغ بر 1625 دلار بود ولي در دوران شما و در سال هفتاد و پنج تا ميزان 150 دلار تقليل يافت و بعدها كه به دليل اضافه شدن قيمت نفت درآمد سرانه كشور به نزديك هزار دلار رسيد شما منت آنرا بر سر ملت گزارديد اين شما بوديد كه مردم ايران را وادار به دادن يك ميليون و دويست هزار نفر شهيد و قرباني و جانباز نموديد و اجازه داديد مملكت به ويراني كشيده شود. در حالي كه خود شما اكثراً در كمال رفاه، آسايش و امنيت زندگي مي كرديد. بياييد دست از اين اعمال غير خداپسندانه برداريد. اعمالي كه باعث فقر و بدبختي و فساد و فحشاي ملت ايران شده است. اعمالي كه باعث شك و ترديد ملت مسلمان ايران نسبت به دين مبين اسلام شده است. فراموشتان نشود ملت ما قبل از سال هزار و سيصد و پنجاه و هفت مسلمان بوده اند ولي امروز به مسلماني و اسلام مورد علاقه شما شك دارند. بياييد در خيابانها بگرديد و شرايط مملو از فساد و فقر و بدبختي ملت ايران را از نزديك نظاره كنيد. تعداد زندانيان در زمان شما به چهل برابر طبق گفته رئيس سازمان زندانهاي كشور افزايش يافته است. اين مصيبت ناشي از اعمال غيرمنطقي است كه شما بر ملت ما تحميل كرده ايد كه من نمي‌خواهم بيش از اين وارد جزئيات آن بشوم. جزئيات را تاريخ ايران در خودش ثبت كرده و در زمان مقرر به اطلاع همگان خواهد رساند. من از شما باز هم مي خواهم كه به انجام رفراندوم براي انتخاب نوع حكومت در ايران تن بدهيد و از هموطنانم مي خواهم كه هرگز فريب پيشنهاد همه پرسي جهت اصلاح قانون اساسي و يا افزايش اختيارات رياست جموري را نخورند زيرا هرگز اين اختيارات نخواهد توانست راه سعادت ملت ايران را هموار نمايد.

ما تنها در زماني مي توانيم موفق شويم و در دنياي امروز ايران نويني را بنيان بگذاريم كه سرنوشت آن توسط خود ملت ايران تعيين گردد. ما پس از انجام رفراندوم با نظارت سازمان ملل متحد بدون شك تقاضاي يك حكومت موقت را خواهيم كرد كه آن حكومت آزاديهاي فردي، اجتماعي، ايجاد احزاب و گروهها و سازمانها را براي بيان آزادانه عقايد جهت تمام اقوام و براي تمام افرادي كه با زبانهاي مختلف تكلم مي كنند و براي تمام افرادي كه داراي اديان مختلف و اعتقادات متفاوت هستند بوجود خواهد آورد. در آن دوران سازمانها، احزاب و گروهها و افراد خواهند توانست برنامه هاي نوسازي ايران را به اطلاع مردم برسانند و در انتخابات بعد كه با نظارت سازمان ملل متحد انجام خواهد شد ملت ايران به گروهها، احزاب و يا اشخاصي كه مورد اطمينان آنها هستند رأي خواهند داد و خودشان در تعيين سرنوشت خويش دخالت خواهند كرد. من از تمام هموطنانم استدعا مي كنم كه پايمردي كنند، چه زن چه مرد براي احقاق حقوقشان در ميدان سياست بمانند. شما ملت بزرگوار بياييد و به طريق مسالمت آميز و با رفتاري انساني، ثابت كنيد كه وارث به حق تمدن ديرينه ايران هستيد، اين شما هستيد كه با استمداد از تاريخ كهن خود و با صبر و بزرگواري و متانت، مقاومت كرده و در ميدان سياست باقي خواهيد ماند و مصرانه از نظام جمهوري اسلامي و دولت آقاي خاتمي خواهيد خواست كه براي انجام يك همه پرسي مردمي فقط براي انتخاب بين دو نظر يعني تداوم رژيم مذهبي يا ايجاد رژيم مردم سالار، با نظارت نهادهاي بين المللي اقدام كند. من براي همه شما آرزوي موفقيت مي كنم و به شما اطمينان مي‌دهم تا آخرين لحظه حياتم در ميدان سياست ايران و در كنار شما باقي خواهم ماند و در هر كجا كه باشم براي پيروزي شما، براي آزادي شما، براي برقراري امنيت شما و براي رسيدن شما به حكومت دموكراسي تلاش خواهم كرد.

زنده باد ايران زنده باد ملت ايران و زنده باد آزادي

عباس امير انتظام،

آبانماه 1381
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:53  توسط دوست داران اميرانتظام 

 

 

متولد تهران در سال 1311 (1932)، متأهل و داراي سه فرزند

 

تحصيلات و سوابق كاري:

-         فوق ليسانس مهندسي برق و ماشين از دانشگاه تهران دانشكده فني در سال 1334 (1955)

-         اخذ گواهي بتون از پاريس 1342 (1963)

-         MS در سازه ساختمان از دانشگاه بركلي آمريكا در سال 1343-1345 (1964-1966)

-         تأسيس و مديريت چندين شركت فني و عمراني در ايران

-         مدير عامل شركت مهندسي مشاور تدبير صنعت سال 1349 (1970)

-         مديريت و اجراي دهها پروژه فني و عمراني در شهرهاي مختلف ايران تا سال 1357 (1979)

-         معاون نخست وزير و سخن گوي دولت موقت مهندس مهدي بازرگان

-         نماينده ويژه رئيس دولت موقت در مذاكرات با ايالات متحده و اتحاد جماهير شوروي 1358 (1979)

-         سفير ايران در كشورهاي اسكانديناوي از سال 1358 (1979) تا تاريخ بازداشت (28 آذر 1358)

 

فعاليت هاي سياسي و اجتماعي:

در سال 1327 (1948) ضمن تحصيل در دبيرستان دارالفنون جذب جنبش ملي شدن نفت به رهبري دكتر محمد مصدق شدم و از آن زمان تاكنون در كنار مردم ايران براي استقرار حكومت ملي و دمكراتيك مبارزه نمودم. در سال 1332 (1953) نامه اعتراضيه نهضت مقاومت ملي ايران نسبت به كودتاي 28 مرداد را به نيكسون در تهران دادم و تا سال 1342 (1963) مرحوم مهندس بازرگان را در فعاليت هاي سياسي همراهي نموده و مجدداً از سال 1349 (1970) تا روز دستگيري در كنار وي به مبارزه پرداختم.

در تاريخ 28/9/1358 (1979) به اتهام، توطئه براي انحلال مجلس خبرگان، مخالفت با نظام ولايت فقيه، تلاش براي ايجاد اختلاف بين فلسطينيان و ليبيايي ها با ايران، فراري دادن سران رژيم سابق و ارائه اطلاعات سري به آمريكائيان دستگير و پس از پانصد و پنجاه و پنج(555) روز بازداشت در سلول انفرادي در دادگاه انقلاب بدون حضور وكيل، هيئت منصفه، قضات بيطرف و محاكمه عادلانه به حبس ابد محكوم شده و هم اكنون در حال سپري كردن دوران محكوميت خود مي باشم.

 

ملاقات با نمايندگان نهادهاي بين المللي ناظر بر حقوق بشر.

-    در سال 1370(1992) با آقاي گاليندوپل در زندان اوين ملاقات كرده و موارد فاحش نقض حقوق بشر را متذكر شده و عليه مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران اعلام جرم نمودم.

-         با آقاي كوپيتورن در سال 1375 (1997) در دفتر سازمان ملل در تهران ملاقات كرده و موارد نقض حقوق بشر را برملا نمودم.

-         با آقاي لويي دو ژوانه در سال 1380 (2002) در تهران ملاقات نموده و اعتراض خود را نسبت به نقض حقوق بشر اعلام نمودم.

 

اخذ جوايز بين المللي:

-         جايزه بين المللي حقوق بشر «برونكرايسكي» در سال 1375 (1997)

-         جايزه بين المللي شهامت اخلاق «كرانسكي» در سال 1383 (2004)

 

پيشنهادات و طرح ها:

همانند هر ايراني شيفته آزادي و توسعه ايران، لحظات زيادي را به مطالعه و انديشيدن پيرامون مسائل ايران سپري كردم و در اين راستا يافته هاي خود را در مقاطع زماني مختلف به اطلاع هموطنانم رسانده ام كه به بخشي از آنها اشاره مي‌نمايم؛

-         طرح استفاده بهينه از نيرو و انرژي لايزال جوانان در ايران درقالب سپاه كار و دانش و كشاورزي و در سال 1336

-         طرح امنيت عمومي كشور در دولت موقت كه به رغم تصويب به اجرا گذاشته نشد.

-         طرح انحلال مجلس خبرگان در سال 1358

-         طرح عمراني كلي كشور

-         طرح از بين بردن بي كاري در كشور

-         طرح سيستم حذف واسطه ها در چرخه توليد و مصرف

-         طرح نجات بشريت از خطر مواد مخدر

-         طرح خودكفايي كامل در خط توليد وسائط نقليه در داخل كشور و بازاريابي براي صادرات توليدات مازاد

-         طرح استفاده بهينه از آبهاي قابل استفاده براي شرب و كشاورزي براي ايران و جلوگيري از صدور آب به خارج از كشور

-         طرح ايجاد تكميل مترو در تهران و شهرستانها و حل معضل ترافيك در كشور


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:52  توسط دوست داران اميرانتظام 

تاریخ 14 جون سال 2005 –(24 خرداد 1384)

بهروز عباسی: امشب رویدادهای سیاسی ایران در رابطه با کوششهای فعالان سیاسی برای دستیابی به دمکراسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نیم ساعت دوم آن از ساعت 11:00 تا 11:30 دقیقه به وقت تهران انجام خواهد شد و ما در برنامه امشب افتخار حضور قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران را داریم که کسی نیست جز مهندس عباس امیر انتظام مبارز دیرینه و سرشناس جنبش آزادی خواهی مردم ایران که سالهاست مشقات رژیم اسلامی را متحمل شدند یعنی از سال 1358 تا کنون و امشب افتخار حضورشان در برنامه را داریم که البته شنوندگان ما آگاه هستند که آقای مهندس عباس امیر انتظام از رجال ایران هستند و معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت بازرگان بودند، سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی بودند که البته در همان تاریخ به ایران خوانده و بازخوانده و بازذاشت شدند، بدون تأمل بیشتر آقای مهندس عباس امیر انتظام از حضورتان در برنامه صدای آمریکا سپاسگذارم، سلام عرض میکنم.

 

مهندس عباس امیر انتظام :

بنده هم سلام عرض میکنم به شما و همه شنوندگان شما و همه همکاران شما و آرزوی سلامت و توفیق برای شما دارم.

 

بهروز عباسی: جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام با توجه به اینکه شما ماهها در زندان بودید و طبعاٌ امکان گفتگو باما یا هر رسانه دیگری را نداشتید و مدتها است که در مرخصی استعلاجی هستید و سرانجام موفق شدیم افتخار حضور شما در برنامه را داشته باشیم، ممکن است بفرمائید چظور شد که در این زمان تصمیم به گفتگو با رادیوهای خارجی به ویژه رادیو صدای آمریکا کردید که میدانم سالها قبل هم برای شما مشکلاتی را با رزیم ایجاد کرد؟

 

مهندس عباس امیر انتظام :عرض کنم که شرایط امروز کشور ما با وجود اینکه من در حال مرخصی استعلاجی هستم و شدیداٌ احتیاج دارم برای معالجات خودم در در خارج از زندان بمانم و در مدت طولانی 1 سال گذشته هم سکوت اختیار کردم اما این شرایط به من حکم کرد به عنوان یک فرد ایرانی و برای روشن کردن وضع موجود با هموطنانم از طریق صدای آمریکا صحبت بکنم و امیدوارم سوالات شما و جوابهایی که من خواهم داد مقداری روشنگر حالت خاص کشور ما باشد و بتواند برای هدایت یا اطلاع به هموطنان عزیز ما موثر و مفید واقع شود.

 

بهروز عباسی: البته در صدر این مسائل طبعاٌ انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران هم روز جمعه برگزار خواهد شد و چه بهتر که در ابتدای برنامه شنوندگان را از موضع خود در این مورد آگاه بفرمائید.

 

مهندس عباس امیر انتظام :

خیلی متشکرم مهمترین مسأله، مسأله انتخابات برای ریاست جمهوری ایران در نهمین دوره آن است.

من یک مسأله ای را در اینجا خدمت هموطنانم بسیار ساده ولی شفاف عرض کنم این است که نسلی که من در ان بودم در سال 1358 بدلیل فریبی که نسبت به روی کار آمدن افراد تازه ای خورد که بنظر می آمد که این افراد میتوانند ملت ما را از گذشته جدا کنند و برای ما آزادی و عدالت را به ارمغان بیاورند، این نسل گول خورد من میخواستم از هموطنان عزیزیم به خصوص نسل جوان تقاضا کنم که مقداری بیشتر فکر کنند و تصمیم درستی برای آینده و ایران بگیرند چون فرد فرد این افراد با دادن رأی شان سرنوشت آینده خود را رقم خواهند زد اگر نسل ما در سال 58 اشتباه کرد و دچار این دوران طولانی 27- 26 سال پر از زجر و پر از ناراحتی و پر از شهادت و فقر و بدبختی شدیم، من امیدوارم هموطنان جوان من به این مسأله توجه کنند و فکر کنند که آیا بایستی در این انتخابات شرکت کنند یا این انتخابات دنباله همان اعمالی است که در 27 سال گذشته توسط نظام جمهوری اسلامی طی شده و کار جدیدی نیست.

 

اگر اسامی متفاوت است یا یکی از آقایان همان کسی است که از ابتدای روزهای سال 58 مصدر امور بوده و نتایج اعمال ایشان برای مردم ایران و تاریخ ایران روشن هست همان تکرار خواهد شد .

من شخصاٌ بدلیل تجربیات تلخ در این انتخابات و در این رأی گیری شرکت نخواهم کرد و رأی نخواهم داد .

 

بهروز عباسی:البته مطلب اینجاست که باید دید میزان شرکت چقدر خواهد بود که اگر نشانه و نمونه ای باشد از واقعیت خواسته های مردم طبعاٌ میتواند در جامعه بین الملل هم اثرگذار باشد، آقای مهندس عباس امیر انتظام در مورد بانوان و تجمعات اخیر در برابر دانشگاه تهران و طبعاٌ چند کلامی در مورد تحصن در برابر زندان اوین و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی صحبت خواهیم کرد.

 

مهندس عباس امیر انتظام: حتماٌ ،همانطور که میدانید با کمال تأسف در قانون اساسی جمهوری اسلامی جایگاهی برای بانوان ایران جهت همکاریشان در مسائل اجتماعی و دخالتشان پیش بینی نشده و به همین دلیل بیش از %50 جمعیت ایران که بانوان ایران آنرا تشکیل میدهند حق دخالت در این امور را ندارند و به همین دلیل هم در روز یکشنبه گذشته در مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده و تظاهراتی کردند که شدیداٌ مورد ستایش و تأئید من هست و آرزو میکنم روزی بانوان ایران، دختران ایران همانطور که در دنیای پیشرفته و آزاد این امکانات برای نسوان وجود دارد برای نسوان و خانمهای ایرانی این حق به وجود بیاید و ملت ایران دارای حکومتی باشد که در قانون اساسی به این توده عظیم از توده مردم ایران و پرورش دهنده نسلهای بعدی ایران اجازه داده بشود که از حق خود بتوانند استفاده کنند و در سرنوشت خود دخالت داشته باشند.

از طرف دیگر سوال فرمودید در مورد زندانیان سیاسی من شدیداٌ نسبت به این مساله همراهی دارم با کمال تأسف نتوانستم در آن جلسات شرکت کنم ولی قبلاٌ با عده ای که در آن جلسات حضور داشتند صحبت کردم و همراهی خودم را نسبت به این مسائل اعلام کردم من اعلام میکنم که زندانیان سیاسی که الان در زندان هستند در سراسر ایران و من از تعداد آنها هیچگونه اطلاعی ندارم ولی از زندان اوین در قسمتی که بودم لااقل اطلاع دارم.

خوب شما میدانید که آقای گنجی طبق شرایطی آزاد شدند برای معالجاتشان ولی متأسفانه بعد از 10 روز مجبور شدند به زندان برگردند.

آقای دکتر ناصر زرافشان ناراحتی دارند و احتیاج به دکتر دارند ، در زندان هستند - دوستان دیگرمردم ایران مثل آقای تقی رحمانی ، علیجانی ، هدی ثابت ، صادق سیستانی وسایر زندانیان سیاسی ، اینها احتیاج؛هم به آزادی دارند که به ناحق سالیان درازی از عمرشان را در زندان گذراندند، هم احتیاج به معالجه دارند ، هم امکان معالجه و برای اینکه دسترسی به دکتر متخصص و دارو در زندان نیست، البته زندان اوین و سایر زندانهای ایران دارای بهداری و دکتر هستند اما دکترهای بسیار جوان و کم تجربه و عدم دسترسی به داروهایی که مورد نیازشان هست به اندازه کافی نیست. من یکی از آقایان را میدانم که دو زانویش بسیار ناراحت و حتی دکتر زندان هم تجویز کرده که ایشان بایستی در خارج معالجه شوند و متأسفانه با خروج آنها مخالفت شده و با خروج دکتر ناصر زرافشان هم مخالفت شده و بنابراین آرزوی من اینست که شرایطی پیش بیاید که در ایران زندانی سیاسی نداشته باشیم و اینها به آغوش خانواده برگردند و این خانواده ها بتوانند با آرامش به زندگی خود ادامه دهند.

 

بهروز عباسی: بله، امروز از طریق تعداد کسانی که در جلوی زندان اوین اجتماع کرده بودند از جمله آقای کیانوش سنجری آگاه شدیم از طریق ایشان که تعدادی از زندانیان به ویژه منوچهر محمدی هم خونریزی معده دارد بدلیل اعتصاب غذا و داروهای گوناگون به وضع وخیمی دچار هستند در داخل زندان. آقای مهندس گوش میکنیم به پیام کوتاه و شماره تلفن را اعلام میکنم برای شنوندگان، خواهش میکنم کوتاه بفرمائید.

 

بهروز عباسی:عرضم بحضورتان جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام جنابعالی یکی از اولین کسانی بودید که لب به سخن گشودید در اعتراض به آنچه در ایران میگذشت که البته از جمله آنها مطلبی است که باید بگذاریم در نیم ساعت بعد برنامه مورد بررسی قرار بدهیم یعنی اتهام اولی که به شما زدند در مورد کوشش برای انحلال مجلس خبرگان که همان در سال 1358 تصور میکنم بود و بعد هم در سالهای اخیر مطالب گفتنی و مرور کردنی در رابطه با نوشته های شما و افکار شما بسیار است،مطلب اصول میثاق ملی برای تشکیل دهی حکومت دمکراتیک و غیره که انشاء ا... بتدریج بتوانید جواب بدهید.

 

 

سلام جانم- سلام و عرض ارادت دارم خدمت آقای عباسی و آقای مهندس عباس امیر انتظام

 

 

-آقای عباسی تبلیغ و طرفداری آقای مهدی فخیم زاده این هنرمند فقید ایرانی را در قبال کاندیداتوری آقای لاریجانی به تمامی هنرمندان ایرانی تسلیت میگویم و به آقای مهدی فخیم زاده که خود را موش و سیاست را تله موش فرض میکند و ما مردم هنر دوست و هنرجو انتظار بیشتری از هنرمندان گرامی کشورمان داریم.اینجانب به عنوان طرفدار آقای مهدی فخیم زاده به اقای لاریجانی رأی نمیدهم، هیچ بلکه اصلاٌ پای صندوق رأی نمیروم که موش نشویم و سیاست تله موش! تشکر میکنم از برنامه خوبتان.

 

بهروز عباسی: ممنون عزیزم، شبتون خوش – اجازه بدهید آقای مهندس عباس امیرانتظام تلفن دیگری داریم از آقای پژمان از اصفهان، شنونده عزیزم بفرمائید سلام، سلام عرض میکنم

-سلام از بنده، آقای امیر انتظام سلام عرض میکنم

جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام: سلام عزیزم

-حالتون خوب هست

جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام: الحمدالله ...خدا را شکر

-الهی، من یک جون دارم آن هم قابل شما رو نداره اون تقدیم به شما؛ الهی من قربان شما بروم، خداوند شما را برای وطن نگه دارد، عزیزم و همینطور شما که بزرگ مملکت هستید شما بودید آقای فروهر – من هر وقت با هر رادیویی مصاحبه کردم نشد اسم شما را نیاورم شاید منو به یاد نداشته باشید یا با صدای من آشنا باشید، من 2 سال پیش افتخار داشتم شما را در مراسم مهندس بازرگان دیدم آمدم جلو دست شما رو ببوسم نگذاشتید، اگر یادتان باشد با مادرم از اصفهان آمدم بخاطر اینکه فقط شما رو ببینم.

 

بهروز عباسی: ممنون هستم آقای پژمان عزیزم از احساسات شما که همه ما به هر حال اشک به چشمان هست امیدوارم که خدا پشت و پناه شما باشد، اگر اجازه بدهید جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام بعداٌ اظهار نظر کنند.

-خواهش میکنم خداوند عمر طولانی به آقای امیر انتظام بدهد و ایشان را برای ما نگه دارد ، آرزویم اینست که یک روزی ایشان را ببینم و دستشان را ببوسم، اگر آقای ناصر زرافشان را دیدید سلام منو به ایشان برسانید ممنون هستم از طرف من ببوسید ایشان را.

 

بهروز عباسی: آقای پژمان آقای پوریا از ایران پشت خط هستند، شنونده عزیزم سلام عرض میکنم

-خسته نباشید

 

بهروز عباسی: ممنونم جانم

-به نام خداوند و به نام آنکه انسان را آزاد آفرید و هر چه آفرید برای انسان آفرید و با عرض سلام خدمت جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام به این مبارز خستگی ناپذیر- ما انسانیم اشرف مخلوقات و دستورات خداوند است و سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نخواهد کرد جز خود مردم و به همین خاطر است که خدا سرنوشت انسان را در اختیار او قرار داده است و به خاطر فهم و شعور بالایش و تا زمانی که مردم ارزش و جایگاه و منزلت و مقام و حق خود را نشناسد و به سرنوشت خود مسلط نگردد مشکلاتش برطرف نخواهد شد تا زمانی که اجازه میدهیم که دیگران به سرنوشت ما دخالت کنند و برای ما تصمیم گیری کنند مشکلات ما و دردهایمان و رنجهایمان پایانی نخواهد داشت و تا زمانی که در جامعه ای اعضا و گروههای سیاسی و افکار سیاسی خارج از چارچوب قدرت نظام و خارج از حیطه سردمداران نظام در عرصه مبارزه حضور پیدا نکنند و آزادی بیان و قلم درجا رعایت شود جامعه رو به سلامت نخواهد رفت.

- آقای پوریا ما فرصت اینکه شما بیائید و بیانیه بخوانید نداریم عزیزم؛

-استدعا میکنم

-شما چند سالتان است پوریا عزیزیم

-45 سال

-شما که نسبت به ما جوان و بسیار روشنفکر-ممنون از تلفن شما

 

بهروز عباسی: اگر اجازه بدهید شنوندگان دیگری دارم

-من میخواستم که بگویم که ما نباید تسلیم اراده اینها بشویم و باید نظر بدهیم و اراده خود و تأئید نکنیم اینها را و حق و حقوقی برای ما قائل نیستند، چرا ما باید تأئید کنیم.

 

بهروز عباسی: اجازه بدهید آقای شاملو از المان و ببینیم جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام چه اظهار نظری در رابطه با گفته های شنونده دارند.آقای شاملو از آلمان:

-روز به خیر، سلام به جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام قهرمان ملی ایران که ملت به این افراد نیاز زیادی دارد نظر من راجع به انتخابات همانطور که آقای ناصر زرافشان گفتند آزموده را آزمودن خطاست، فکر کنم ملت ایران اگر فهم و شعور سیاسی کافی داشته باشند به این انتخابات رأی نمیدهند از جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام که سالهای سال در زندان جمهوری اسلامی ایران به سر بردند من هم خود جزء سیاسیون سابق هستم درک میکنم که ایشان چه میگویند، از ایشان خیلی تشکر میکنم و امیدوارم که ایران و ملت ایران به این نوع افراد احترام کافی بگذارند.

 

بهروز عباسی: ممنون هستم آقای شاملو- جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام بفرمائید که به هر حال احساسات و اعتقاد به راهی که شما در جهت آن مبارزه میکنید چقدر است؟

استدعا میکنم چند کلمه ای بفرمائید

آقای امیرانتظام میفرمودید:

 

مهندس عباس امیر انتظام: من ابتدا در مقابل این همه محبت و بزرگواری و احترام هموطنان عزیزم مثل آقای پژمان، شاملو و پوریان سر تعظیم فرود می آورم و اعلام میکنم این وظیفه من بود که در مقابل ظلم و در مقابل اعمال ناحقی که برای ملت ما اجرا شد تسلیم نشوم و مقاومت بکنم و با این مقاومت برای فرزندان آینده ایران درسی باشم که در مقابل ظلم تسلیم نشوند همه میدانید که به ناحق بدلیل تهیه طرح انحلال مجلس خبرگان که باعث توقف حکومت مذهبی میشد من متهم به وطن فروشی و خیانت و جاسوسی شدم که حتی یک لغت برای اثبات آن نداشتند و 26 سال از عمرم را در زندان گذراندم و هنوز هم خواهم گذراند با وجود پیشنهادهای زیادی که از طرف دادستانی و دادگاههای انقلاب و همسرم و وکیلم که من دست بردارم و از زندان آزاد بشوم و من نپذیرفتم و نخواهم پذیرفت تا زمان تشکیل دادگاه اعاده حیثیت و هموطنان من بدانند که من به چه دلیل در زندان بودم و 26 سال از عمرم را در زندان گذراندم ولی نتیجه ماندن در زندان باعث افتخار من، فرزندان و هموطنان من می باشد دفاع از آزادی و شرف ملت ایران بود و هست، ملت ما این 26 سال متأسفانه هزینه بسیاری پرداخت و دستاورد ناچیز و صفری ما داشتیم، ما هم از نظر اقتصادی، هم اجتماعی ، هم فرهنگی و هم از نظر سیاسی و روابط جهانی بسیار اعمال منفی انجام شد که باعث هتک حرمت ملت با سابقه و چند هزار ساله ایران در دنیا شد و من امیدوارم ملت ما بتواند به این پرسشی که الان در مقابلشان قرار گرفته جواب مثبت بدهند و گول ظاهر و حرفهای فریب دهنده را نخورند و همانطور که من تصمیم گرفتم که در انتخابات دخالت نکنم و رأی ندهم و در حوزه رأی دادن حاضر نشوم ملت ما با این عمل نشان بدهند که این نظام را تأئید نمیکنند و به هر صورت آگاهی دارید که من چند روز قبل هم از سازمان ملل متحد و آقای کوفی عنان تقاضا کردم هیئتی را برای نظارت بر انتخابات به ایران بفرستند، برای اینکه این توهم برای همه وجود دارد که شاید در انتخابات خدای ناکرده اعمال ناصحیحی انجام بشود و تعداد آراء اعلام شده غیرواقعی باشد بنابراین باز هم از دنیای آزاد تقاضا دارم که به کشور ما ناظر بفرستد و شاهد این انتخابات تحمیلی باشند و امید وارم یک روز در آینده ای نزدیک ملت ما بتواند شرایط رفراندوم را فراهم کند و بطور مسالمت آمیز و آشتی جویانه ای این مسأله گذار از این بحران را حل کند و من به امید آن روز زنده ام و تلاش میکنم تا حدی که وظیفه و جان من به من اجازه میدهد این راه را ادامه دهم و معتقد هستم و اعتقاد دارم که حتماٌ ملت ما در این راه موفق خواهد شد.

 

بهروز عباسی: بله، آقای مهندس عباس امیر انتظام همانطور که قبلاٌ اشاره کردید همین مطلبی که فرمودید %100 باید مورد بررسی قرار بگیرد که از این وضع فعلی چطور برسیم به یک رفراندوم مورد توجه مردم و رهبران سیاسی مردم از جمله خود شما، ممکن است به اختصار بفرمائید نظر شما و مبارزات شما مسالمت آمیز بوده نظر شما راجع به بمب گذاری در اهواز و تهران چیست؟

 مهندس عباس امیر انتظام: من این بمب گذاری را به شدت محکوم میکنم کسانی که باعث مرگ هموطنان ما میشوند حال این عوامل خارج یا داخل، من نمیدانم و هیچگونه اظهار نظر نمیکنم، این زشت ترین و کثیف ترین و بدترین کاری است که بعنوان یک عمل انتقام گیری یا ترساندن یک نظام یا به وحشت انداختن مردم یا وادار به تسلیم کردن مردم انجام میشود؛ این شهادت هموطنانم را که در اهواز و تهران به شهادت رسیدند به خانواده های آنان  تسلیت میگویم و از هموطنان تقاضا دارم که بسیار هوشیارانه عمل کنند و گرداگرد اعمال خشونت آمیز نگردند. ما نمیتوانیم با خشونت مسأله ایران را حل کنیم ما باید از طریق مسالمت آمیز و یا حتی بخشیدن نظام و اعمالی که در گذشته انجام داده همانطور که من در میثاق ملی آورده ام باید مسائل ایران از طریق مسالمت،ایثار و گذشت حل بشود به صورت مسالمت آمیز و آرزو دارم به آن برسیم.

 

بهروز عباسی:ممنون آقای مهندس عباس امیر انتظام، بنده بهروز عباسی همانطور که فرمودند در نیم ساعت دوم برنامه از 11:00 تا 11:30 مسائلی در رابطه با نوشته و طرز فکر آقای مهندس عباس امیر انتظام را مورد بررسی قرار خواهیم داد که از جمله اصول میثاق ملی ایرانیان و رفراندوم چرا و چگونه بنابراین تا آن زمان بنده بهروز عباسی از شما دعوت میکنم دوباره به ما بپیوندید.آقای مهندس عباس امیر انتظام ممنون در انتظار گفتگوی مجدد با شما هستم.

 

مهندس عباس امیر انتظام:

من هم سپاسگذارم که این فرصت را به من دادید و انشاء ا... در نیم ساعت دوم صحبت خواهیم کرد، قربان شما، مرسی.

 

 

با سلام و سلامت باش مجدد خدمت شما شنوندگان عزیز برنامه های بحث های تلفنی صدای آمریکا که در روز های سه شنبه و پنجشنبه توسط بنده بهروز عباسی اجرا میشود، این نیم ساعت دوم برنامه امشب 24 خرداد 1384 خورشیدی برابر با 14 ماه جون 2005 میلادی است که امشب افتخار حضور آقای مهندس عباس امیر انتظام که نام ایشان و فعالیتهای ایشان و خدمات ایشان سالها است که بر شنوندگان ما پوشیده نیست. آقای مهندس عباس امیر انتظام از حضور مجدد شما در برنامه سپاسگذارم.

-من هم سپاسگذارم و بسیار خوشحالم که در خدمت شما و هموطنانم هستم.

 

بهروز عباسی: البته شاید برای آن تعداد از شنوندگان که دسترسی به کامپیوتر و سایت های کامپیوتری دارند تکرار سایت کامپیوتری که حاوی نوشته ها و پیشنهادات و حرفهای گوناگون سازنده شما در رابطه با اوضاع اقتصادی و سیاسی، عمرانی ایران است و البته اطلاعات دیگر در مورد شما در اختیار شنوندگان و بینندگان قرار میدهد، شاید ذکر این آدرس در ابتدای برنامه بی مناسبت نباشد.

       www.iran-amirentezam.com -خیلی متشکرم، من عرض کنم که آدرس سایت هست 

 

بهروز عباسی: بله، بنابراین شنوندگان ما در صورت دسترسی به کامپیوتر بیشتر میتوانند از محتویات نوشته های شما برخوردار بشوند.

-البته عذرخواهی میکنم اکنون نزدیک 20 روز است که سایت من فیلتر شده و دسترسی به آن کار مشکلی است البته یک عده بلد هستند و اکثریت به خاطر عدم دسترسی به فیلترشکنها نمیتوانند استفاده کنند، من امیدوارم آقایون اداره کننده کشور اجازه بدهند که هدف ما رسیدن به یک هدف مسالمت آمیز و دوستانه است و اجازه بدهند که هموطنان صدای مرا بشنوند.

 

بهروز عباسی: نکته حساسی را آقای مهندس عباس امیر انتظام اشاره کردید که باید به هر حال گوش شنوایی باشد تا رفته رفته انشاء ا... با تفاهم بین نیروهای موافق و مخالف کشور بسوی سرانجام بهتری برود، امیدواریم که این سانسورها و این زندانی کردن فعالین سیاسی ایران که شاید از همه بیشتر از جهت بهبود حتی وضعیت کسانی که فعلاٌ در مقام قدرت هستند صحبت و برحذر میکند از درگیری های واقعاٌ خشونت آمیز و امیدواریم که این گوش شنوا و راه حل مسالمت آمیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد

 

جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام در نیم ساعت اول برنامه هم اشاره کردید

اولین اتهام جنابعالی در سال 1358 برابر با 1979 به اتهام توطئه برای انحلال مجلس خبرگان و البته مخالفت با نظام ولایت فقیه جنابعالی را محاکمه کرده بودند و به زندان بردند و از آن سال تا کنون این درگیری ها ادامه دارد، ممکن است اشاره گذرایی بفرمائید به این مطلب که جریان از چه قرار بود:

 

مهندس عباس امیر انتظام: من خیلی متشکرم که بطور وسیع برای اولین با رمن میتوانم این مسأله را خدمت هموطنان عزیز و مردم آزاده جهان بیان کنم، شما اطلاع دارید که در آغاز رژیم مذهبی آقای مهندس بازرگان ریاست دولت موقت را داشتند و طبق وظیفه ای که به ایشان محول شده بود قرار بود که پیش نویس قانون اساسی را تهیه کنند و این پیش نویس در زمان مقرر تهیه شد و در روزنامه های تهران به چاپ رسید و از همه هموطنان تقاضا شد که اظهار نظر بکنند و بشود این قانون اساسی را که دولت موقت تهیه کرده بود اصلاح بکنند و به رفراندوم گذاشته بشود. در وظیفه ای که به دولت موقت محول شده بود تهیه قانون اساسی ایجاد مجلس موسسان و بعد رسیدگی به قاون اساسی در مدت یک ماه اطلاع دارید که به عنوان سفیر به کشور اسکاندیناوی آمدم و سه بار مهندس بازرگان از من خواسته بودند به تهران بروم و با من صحبت کنند و در آخرین سفرم که به تهران آمدم متوجه شدم که قانون اساسی دولت به کنار گذاشته شده و یک مجلسی به نام مجلس خبرگان به وجود آمده و به جای یک ماه ، سه ماه مورد رسیدگی قرار گرفت . شما میدانید در همه جای دنیا برای رسیدگی به قانون اساسی کشورها مجلس موسسان به وجود می آید.

طبق ضوابط مشخصی که برای همه مردم دنیا شناخته شده است و در آن مجلس، نمایندگان واقعی مردم انتخاب میشوند و آن قانون اساسی را مورد بررسی قرار داده و بعه اظهار نظر میکنند با کمال تأسف مجلس موسسان را رد کردند و مجلسی را برای اولین با ردر تاریخ بشریت به نام مجلس خبرگان به وجود آوردند و تعداد نمایندگان مجلس 60 نفر بود و اکثر این افراد هم روحانی بودند و مسائل آن قانون اساسی پیشنهادی دولت موقت را به دور انداخته شد و قانون اساسی جدیدی را تهیه کردند که پیش نویس آن قانون اساسی از طرف آقای دکتر مظفربقایی تهیه شده بود و برای دولت فرستاده شده بود بین پیشنهادات بسیاری که رسیده بود آقای حسن آیت از دوستان نزدیک مظفر بقایی، این جزوه که قانون اساسی امروز بر مبنای آن تهیه شده را در آورد داد به کسانی که مسئول بودند در مجلس خبرگان و نتیجتاٌ از آن وظیفه ای که ملت ایران به دولت موقت داده بود سه تخلف انجام شد:

 1)قانون اساسی تهیه شده توسط دولت موقت به دور انداخته شد کنار گذاشته شد

 2)قانونی که خود آقایان نشستند البته از روی همان پیش نویس بقایی اصلاح و تهیه کردند در مجلسی به نام خبرگان مورد بررسی قرار دادند که تعداد وکلا 60 نفر بود و انتخاب آنها را بهتر می توانستند نظارت کنند که افراد مورد اعتماد انتخاب بشوند و یک ماه هم به سه ماه تبدیل شد، بنابراین تمام مشکلات ملت ما از همین رد اولین خواست ملت ایران برای رسیدگی به قانون اساسی در مجلس موسسان بود، چون مجلس خبرگان کاملاٌ افرادش مورد نظر خود آقایون بود و آنچه را که انتخاب کردند نتیجه آن 26 سال مشخص است و احتیاج به توضیح بیشتر من ندارد و مشکلات مملکت ما از آنجا شروع شد و بعد آقایان آمدند سفارت آمریکا را گرفتند و کسانیکه سفارت را گرفتند نام دانشجویان خط امام را بر خود گذاشته بودند تسخیر سفارت آمریکا که خاک کشور دیگری بود و ما طبق قوانین بین الملل حق انجام این کار را نداشتیم، آمدند پرونده ای برای دولت موقت و شخص بنده ساختند و اتهامات بسیار ناروا و زشتی را که در تاریخ بشریت سابقه نداشت به من و دولت موقت وارد کردند.

دولت موقت شد یک دولت آمریکایی و من شدم رابط آمریکا و دولت موقت اتهام بسیار ناروا،بی محتوی، بی معنی، بسیار ظالمانه و من به خاطر تهیه پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان الان 25 سال است که در زندان هستم و به انواع و اقسام مشکلات بدنی، فیزیکی مبتلا شدم که در حال معالجه هستم و 18 عمل جراحی انجام داده ام بنابراین تمام این مسائل از همانجا شروع شد و با کمال تأسف هیچکسی نتوانست برکار دولتهایی که در این نظام به وجود آمدند نظارت داشته باشد و اظهارنظری بکند.

 

بهروز عباسی: البته به رغم درخواستهای مکرر شما هنوز خبری از محاکمه علنی و فرصت برای شما که از خود دفاع کنید داده نشده گو اینکه پرونده شما در برابر ملت ایران روشن و واضح است

 

بله-جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام همانطور که اشاره شد قبلاً بیانیه ها و طرحها و مضمون فکری    جالبی را منتشر کردید بنام اصول میثاق ملی ایرانیان که البته در آنجا خواستار برگزاری رفراندومی شدید        که در سه سطر:

 1- سوال این خواهد بود که آیا با استمرار نظام جمهوری اسلامی موافق هستید آری یا نه؟

2- آیا با استقرار نظام دمکراتیک و متکی به آراء عمومی موافقید یا نه؟ بعد هم البته باید این راهی را که پیشنهاد میکنید ادامه پیدا میکند ولی مطلب اینجاست که چطور میشود این رژیم را به راه راست آورد، شما در مطلب دیگری به نام "گام به گام بسوی اجرای میثاق ملی" که روز شنبه 29 اسفند 82 منتشر شد بفرمائید که تجدید میثاق ملی در یک روند تاریخی و دمکراتیک کاملاٌ موفق میباشد؛ ضامن این موفقیت مشارکت فعال مردم و فراگیر بودن آنست و از کلیه ظرفیتهای ملی و فردی سود ببرد، ممکن است بیان فرمائید که راهکار چیست و منظور خود را بیان کنید:

مهندس عباس امیر انتظام:عرض کنم همانطور که در میثاق توجه فرمودید و هموطنان ما آنرا مطالعه کردند همچنین دسترسی به سایت من داشتند و پس از مطالعه طولانی این مسالمت آمیز ترین راه حلی است که میشود ما را از این بحران فعلی نجات دهد من توصیه میکنم که هموطنان من به سایت من مراجعه کنند همانطور که قبلاٌ اشاره کردم که کار برای خارج بسیار ساده است در داخل کشور هم امیدوارم نظام جمهوری اسلامی ایران در این آخرین روزهای انتخاب ریاست جمهور لااقل این گذشت را ازخود نشان بدهد که از فیلتر کردن سایت دست بردارد و اجازه بدهد مردم از این پیشنهاد مسالمت آمیز و آشتی جویانه اطلاع پیدا کنند، من معتقد هستم که با دخالت مسالمت آمیز مردم میشود مشکلات را حل کرد:

1- اگر ایمان و اعتقاد داریم راه 27 سال گذشته به نفع ملت ایران نبوده در این انتخابات شرکت نکنیم، نتیجتاٌ با شرایطی که در جهان امروز به وجود آمده و توجه خاصی که جهان به به وضع انتخابات ما دارد این انتخابات مشروعی نخواهد بود و ملت ایران از عدم مشروعیتش آگاهی دارد و خواهد داشت نسبت به تعداد رأی که برای کاندیدا خواهند داد هم دنیای خارج به هر صورت امکاناتی که دارند، میتوانند از نتیجه واقعی این انتخابات آگاه بشود، نتیجتاٌ ملت ما باید بطور مسالمت آمیز دخالت کنند و خواهان رسیدگی دقیق به انتخابات بشود و چون آقایان امکاناتی جز انحراف از راه صحیح ندارند صندوق ها از آرایی پر میشود که مورد اطمینان مردم ایران نبوده و این انتخابات نمیتواند رسمیت پیدا کند و باید باطل شود و همانطور که پیشنهاد کردم بصورت مسالمت آمیز ما شعار رفراندوم یا انتخابات را به رفراندوم تبدیل کنیم باید به مردم ایران بگوئیم توضیح دهیم و از مردم خود بخواهیم اگر در خیابان دانشگاه ها و کارخانجات این اعتراض را انجام میدهند بسیار مسالمت آمیز باشد، لطمه ای به کشور وارد نکند و خدای ناکرده به سلامت افراد لطمه وارد نکند و ما با وجود سوابق بد 27 سال گذشته هیچ دشمنی با افراد نظام نداریم و از آنها همانطور که در میثاق و در گام به گام بسوی میثاق بیان کردم بصورت مسالمت آمیز از آقایان میخواهیم که اجازه بدهند در مملکت برگزار شود و همانطور که اطلاع دارید نامه ای به دبیرکل سازمان ملل نوشتم و تقاضا کردم هیئتی را برای رسیدگی کردم به ایران برای نظارت بفرستند و از واقعیت انتخابات مطلع بشوند تأئید خواهند کرد که این انتخابات مشروع نخواهد بود، بنابراین مردم با خواست خود و شرکت مسالمت آمیز وبیان خواست خود که رفراندوم میباشد؛ امکانات این مسأله را بوجود می آورد و شما میدانید که در 48 سال گذشته سازمان ملل متحد در طول سالها که از سال 1946 به بعد که سازمان ملل به وجود آمده تا کنون 150 بار سازمان ملل متحد بر انتخابات در نقاط مختلف کره زمین نظارت کرده ما هم کشوری هستیم که عضو سازمان ملل متحد و به تمام تعهدات خود در قبال سازمان ملل متحد متعهد هستیم بنابراین از این سازمان میخواهم که کمک کنند تا ما بتوانیم رفراندوم را بطور مسالمت آمیز انجام دهیم و این انتقال بصورت مسالمت آمیز انجام بگیرد.

 

بهروز عباسی: جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام ما تلفن های زیادی داریم که باید انجام بدهیم البته این نظارت باید یا کاش زورتر از این آغاز شده بود و تصور نمیکنم که تا روز جمعه آنقدر وقت باشد که این ناظرین به ایران بیایند و مثل اینکه باید با موافقت دولت مربوطه در آن کشور باشد به هر حال عکس العمل و نقشی که مردم در این انتخابات بازی خواهند کرد خود گویاتر از هر سخن دیگری خواهد بود.

 

 

 

 

-تلفنی از آقای محمود از ترکیه

سلام خسته نباشید

-ممنون جانم

خدمت جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام هم سلام عرض میکنم

-سلام عزیزم

سلام عرض میکنم، عرضم بحضور شما من با ایشان در بند کارگری زندان اوین بودم شاید ایشان منو به یاد نیاورند ولی از اینجا میخواهم خدمت ایشان سلام عرض کنم و از مقاومت ایشان در مقابل جنایات و رفتار ظالمانه رژیم در مقابل ایشان تشکر کنم و امیدوارم در این مبارزه برای آزادی ایران موفق باشد، خداحافظ شما.

-ممنون آقای محمد از ترکیه

بهروز عباسی: تلفن دیگری داریم – روی خط هستند شنونده ای هنوز به بنده کارگردان برنامه اعلام نکرده ممکن است که بفرمائید اسم این شنونده چیست؟ آقای علی از ایران – آقای علی سلام جانم بفرمائید:

الو سلام

-سلام جانم بفرمائید:

سلام به جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام

بله- بله جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام میخواستم بفرمائید چگونه میشود اتحاد ایجاد کرد بین ایرانیان که بیایند در تظاهرات...

 

تلفن از آقای علی از اصفهان – سلام جانم

سلام عزیزم سلام جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام

-سلام از ماست

خواستم آقای عباسی دو بیت برای شما و آقای امیرانتظام بخوانم اگر قبول کنید.

بهروز عباسی: امید وارم کوتاه باشد!

بله دو بیت است.                                          

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم    

          ای گل نرگس فدای رنگ و بویت                                       نصیب ما کی شود دیدار رویت

          بیا ای صاحب دلهای خسته                                              که قلب عالم از دلت شکسته

 

بهروز عباسی: ممنون آقای علی از اصفهان

آقای محمد علی هستم

 

بهروز عباسی: ممنونم از ذوق و لطف شما، چون وقت دیگر نمانده آقای مهندس عباس امیر انتظام ممنون، آقای محمد علی از اصفهان، آقای مهندس در  حدود 1.5 دقیقه بیشتر به انتهای برنامه باقی نیست.

جناب آقای مهندس عباس امیر انتظام: بله، خیلی متشکرم از آقای محمود از ترکیه که هم بند زندانی من بودند در خدمتشان بودم سپاسگذارم و امیدوارم خداوند این توفیق را به من بدهد تا زنده ام در این راه تلا ش کنم و با تجرباتی که در این 26 سال پیدا کردم بتونم راه حل مسالمت آمیز برای مردم عرضه کنم اما آقای علی اسکندری که فرمودند چگونه این وحدت را می خواهید به وجود بیاورید جهت اطلاع من یک طرح جدید به عنوان طرح کنگره ملی ایران، این هم برای خود ضوابطی دارد مانند: میثاق ملی و در آنجا راهکارها پیشنهاد شده ومن بطور خلا صه عرض می کنم که همه هموطنانم دعوت کردم که در این کنگره شرکت کنند و ما امیدواریم در هفته های آینده بتوانیم این کار را بکنیم که در این کنگره هسته مرکزی بوجود بیاید و بعد فعالیت را ایجاد بکنیم برای وحدت که بتوانیم وحدت اصلی مورد نظر را بوجود بیاوریم.

از آقای محمد علی از اصفهان بسیار سپاسگذارم شعر زیبایی خواندند و خداوند به او توفیق بدهد 

 

مهندس عباس امیر انتظام: من بسیار سپاسگذارم آقای عباسی از این فرصتی که به من دادید و امیدوارم عرایضم برای هموطنانم مفید باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:38  توسط دوست داران اميرانتظام 

شرايط و تحولات سالهاي آغازين قرن بيست و يكم تؤام با انقلاب اطلاعات و تغييرات عيني در نحوه انتخاب حكومتها و گرايش و تمايل عمومي ملتها به تغيير ساختار حكومتي در همه كشورها براي دخالت واقعي مردم در سرنوشت كشورشان و تلاش براي كنار گذاشتن حكومتهاي خودكامه و استبدادي كه حقي براي مردم جهت دخالت در سرنوشتشان قائل نبوده و نيستند. مرا بر آن داشت كه با اعتقاد راسخ براي دخالت دادن مردم در تعيين سرنوشت و انتخاب حكومتهاي مسئول و پاسخگو بمردم و تأمين آزادي و عدالت توأم با رعايت كامل اعلاميه جهاني حقوق بشر پيشنهادات زير را بملت ايران عرضه دارم.

1-    پيشنهاد رفراندوم مسالمت آميز با نظارت سازمان ملل متحد

2-    پيشنهاد نحوه چگونگي اجراي رفراندوم

3-    پيشنهاد ميثاق ملي بعنوان اصول اجرائي براي تأمين خواسته هاي ملت ايران

4-    نحوه اجراي ميثاق ملي

5-    مقايسه اي از رفراندوم انجام شده در زمان زنده ياد دكتر محمد مصدق و رفراندوم سال 1358

6-     پيشنهاد ايجاد كنگره ملي جهت ايجاد ائتلاف و وحدت بين همه اقشار مردم براي رسيدن به دمكراسي

7-    و بالاخره زندگينامه براي معرفي خودم به هموطنانم

اميد دارم پيشنهادات فوق آغازي باشد براي راهنمائي همه گان جهت ايجاد وحدت و نجات ايران

پاينده ايران

عباس امير انتظام

خردادماه 1384

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 12:33  توسط دوست داران اميرانتظام